آیا همه سخنانی که ائمه گفته اند، حدیث محسوب می شود و باید
آن را صحیح و بدون اشتباه شمرد. احادیث درجات مختلفی دارند. بعضی احادیث قدسی
هستند، یعنی همچون قران از طرف پروردگار گفته شده اند. بعضی احادیث ائمه، بدین صورت است که میگویند از
پدرم .... تا رسول اکرم این طور روایت کردند، مسلما این ها حدیث صحیح می باشند و
نقل قول از پیامبر می باشند.
بعضی دیگر ممکن است سخنان معمولی ائمه باشد. ممکن است یکی
از ائمه درباره طب مطالعه کرده باشد و با توجه به علم طب آن روز سخنانی گفته باشد.
این لزوما بدین معنی نیست که سخنان او همگی صحیح محسوب می شود.
بنده معتقد به وجود غلط علمی در قران می باشم، بنابراین
احتمال وجود خطا و غلط در احادیث نیز وجود دارد.
اما هدف اصلی از نوشتن این پاره گفتار کشف نکته بسیار مهمی
است که لازم است برای شما ذکر نمایم. هر
وقت حدیث عجیب و غریبی دیدید که با عقل امروزی به هیچ قابل قبول نیست، بدانید
مصلحت ایجاب می کرده که چنین چیزی در آن زمان بگویند و واقعیت را بخاطر میزان سطح
عقول مردم نمی توانستند بگویند. آیا یک داستان عجیب و غریب و غیر منطقی گفته اند و
به یادگار گذاشته اند تا وقتی که مردم به سطوح عقل بالا رسیدند، بفهمند که این
حدیث صحیح نمی باشد و قضیه واقعی چیز دیگری بوده است و مصلحت آن زمان اینطور ایجاب
می کرده است.
بطور مثال پیشنهاد میکنم داستان تولد امام زمان به نقل از
حلیمه خاتون را بخوانید. این داستان تمامی پارامترهای یک داستان پردازی خیالی را
دارا می باشد. ذکر دقیق جزییات و پرداختن بیش از حد به جزییات و .......، این بدین
معنی نیست که حلیمه خاتون دروغگو خائن بوده است. بنده تصور می کنم که وی آدم خوبی
بوده است. مصلحت اینطور ایجاب می کرده است که با توجه به سطوح عقول آن روز مردم،
امام زمانی متولد شده و غایب ساخته شود. تا زمانی که عقول مردم به سطحی برسد که
متوجه شوند این داستان نمی تواند حقیقت داشته باشد.
دقت کنید در مصلحت، مصلحت شیعیان و مردم ، طرف مقابل مهم
است نه خود شخص. یعنی ائمه بخاطر مصلحت خود چنین تصمیمی نگرفته اند. بلکه بخاطر
مصلحت شیعیان و مردم به چنین نتیجه ای رسیده اند.
قرار بر این بوده است که امامت ختم گردد. پیامبر اسلام خود
اعلام کرد که خاتم الانبیاء است. اما برای ختم امامت مصلحت این دیدند که بدین صورت
امامت را ختم نمایند.
شاید یکی از دلایل این نوع ختم امامت، از داستان رجعت امام
حسین و حکومت کردن 50 هزار ساله ایشان بگونه ای که ابروان ایشان ........ بتوان
فهمید. این داستان هم خیلی منطقی بنظر نمی آید. اما برای سوختگان و شیفتگان امام
حسین یشفی الصدور می باشد. قلبشان را تسلی می دهد. شاید یکی از مصلحت و اهداف شفای
قلوب شیعیان خالی کردن قلوبشان از خشم و کینه و در عوض گذاشتن حالت روانی انتظار و
منتظر بودن بوده است.
به محققان و پژوهشگران پیشنهاد میکنم احادیث عجیب و غریب،
غیر معقول و منطقی را مورد بررسی قرار دهند، راز ها ، مصلحت سنجی ها و ... پیدا و
کشف خواهند شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر