انواع گناهان و تقسیم بندی گناهان
مجید نواندیش گناه اول: ظلم به خود: یکی
از فیلسوفان قرون اخیر، به این نتیجه رسیده بود که گناه فقط ظلم به خود است. گناه
اول یا اولین گناه ظلم کردن به خود است.
گناه آدم در داستان سمبولیک آفرینش ظلم به خود بود. آیه قران: «گفتیم ای آدم تو با جفت خود در بهشت
جای گزین، و در آن جا از هر نعمت که بخواهید بخورید، ولی به این درخت (گندم یا
سیب) نزدیک نشوید (زیرا اگر نزدیک شوید) از ستمکاران خواهید بود.
ستمکار به چه کسی؟ به غیر از آدم و حوا که فرد
دیگری آنجا نبوده است. بعد از خوردن میوه آن درخت که مفسران و محققان در حال بررسی
اینکه چه بوده است هستند، حضرت آدم به پروردگار می فرماید: «قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا
أَنْفُسَنَا» (9).
«گفتند: خدایا ما (در
پیروی شیطان) بر خویش ستم کردیم».
آری به خویش ستم و ظلم کردیم. مسئله نوع میوه، اینکه از چه
چیزی نهی شده بودند نیست. مهم اینجاست که به آنان نهی آمد و گفت اگر انجام دهید
ستمکار می شوید و اینان متوجه نشدند که به خودشان ستم می کنند چون کس دیگری بجز
آنان آنجا نبوده است. بعد از نافرمانی
تازه فهمیدند به خودشان ظلم کرده اند.
باز در داستان موسی سوره
قصص آیه 16 داریم: گفت
پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده
مهربان است.
یک دوست خیلی، در
مهربانترین حالت و سخن می گوید مواظب خودت باش. بزرگترین گناه و اولین گناه آسیب
رساندن به خود است. حالا سطوح دارد، خرد و کلان دارد. اما آسیب رساندن به خودت جزء
بزرگترین و اولین گناه است. انسان با هوا و هوس جنسی، خوراک، و یا برای ایجاد
هیجان و شادی در خود به خود آسیب می رساند و به خود ظلم می کند. در اسلام امساک
برای کنترل هوی و هوس جنسی، خوراک دیده شده است. همچنین دستوراتی برای جلوگیری از
تلاش برای هیجان و شادی کاذب در انسان وجود دارد.
گناه دوم: خودخواهی مضر می باشد که در پست قاعده زرین توضیح
داده شده است. گناه دوم آن است که موجب شد قابیل هابیل را بکشد. قابیل برای خودش
آن را پسندید که برای هابیل نپسندید.
و گناه سومی نداریم.
گناهان شخصی: یک سری گناهان شخصی داریم، گناهانی که بواقع
همان جز ظلم به خود است و کس دیگری را در بر نمی گیرد.
سبیل الشیطان: گناه دیگر وسیله ای برای نیروهای شر در دنیا
شدن می باشد. اینکه بازیچه یا وسیله نیروهای شر در این دنیا بشوی و شری را در این
دنیا نسبت به فرد یا افرادی گسترش یا اشاعه بدهی.
صدوا عن سبیل الله: سوره نساء آیه 67 آمده است: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلَالًا بَعِيدًا ، بىترديد كسانى كه كفر
ورزيدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند به گمراهى دور و درازى افتادهاند.
یکی
از گناهان بزرگ مانع شدن از جاری شدن قوانین الهی، حق می باشد. بطور مثال خداوند
وعده رزق و روزی به همه داده است. پس چرا در دنیا این همه گرسنه داریم و حتی روزانه
از گرسنگی امار فوت در جهان داریم. این بخاطر افرادی است که صدوا عن سبیل الله شده
اند. گناه خرد و کوچکی نیست.
امامان و پیامبران به احتمال زیاد، هیچگاه صدوا عن سبیل
الله و سبیل الشیطان نشده اند. چون اگر می شدند بخاطر داشتن روحی با درجه بسیار
زیاد، باطل نیروی بسیار زیادی می یافت و شرهای بزرگی میتوانستند رقم بزنند.
نبرد حق و باطل، جریان خیر و شر
واقعا در این دنیا به تعبیر
حضرت زرتشت، جریان خیر و شر و نبردی میان حق و باطل وجود دارد. یک جنگ واقعی در
جریان است که عموما انسان ها از آن غافل و ناآگاه هستند. بیشتر انسان ها در این
جنگ و نبرد اسباب و وسیله بوسیله نیروهای خیر و شر می شوند و بسته به اعمالشان هم
مورد محاسبه قرار می گیرند و مجازات می شوند. تعداد کمی سردمدار اصلی بین نیروهای
خیر و شر می گردند. پیامبران عموما وقتی که نیروهای شر قدرت یافته اند و به هنگام
نیاز مبعوث گشته اند. همچنین پیامبران نوک
پیکان جریان شر می باشد و آنها بدین منظور جنود الشیطان را تشکیل می دهند. انسان
هایی در این نبرد و جنگ پیامبران با نیروی شر وجود دارند که روح خود را به نیروی
شر و شیاطین می فروشند. آنان هیچ امیدی به اصلاحشان وجود ندارد و سراسر پخش کننده
فساد بر روی زمین هستند. به همین دلیل زنده ماندن آن نه تنها سودمند بلکه مضر است.
این افراد بهتر است کشته شوند و زنده نمانند. برای همین است که حکم ساحر شیطانی در
تمامی ادیان مرگ است. قابل توبه هم نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر