۱۳۹۶ خرداد ۱۳, شنبه

خداوند

مجید نواندیش : اعتقاد به چگونگی خدا از گذشته تا حال طیف وسیعی را پیموده است. آنجا که تشبیهیون خدا را چون آدم دارای جسم می دانسته اند. در گذشته برهان های فلسفی قاطعی در اثبات خدا بیان کرده اند. کسی که به ملائکه مدام امر و نهی می کند. ثانیه به ثانیه ما از فیض وی بهره مند هستیم و توسط وی خلق دوباره می شویم. تا امروزه که با بینگ بنگ و فرگشت و اینها هیچ اثری از خداوند حداقل در خلقت مادی این عالم یافت نمی شود.
امروزه از منظر اعتقاد به خداوند، می توان چهار دسته ادیان ابراهیمی، دئیست ها، آگنوستیک ها و آتیست ها تقسیم بندی کرد. آگنوستیک ها ندانم گرا هستند، بواقع نمی دانند که خدا وجود دارد یا نه، آتیست ها بطور کلی منکر خداوند هستند و دئیست ها را می توان به دسته های بینابینی بین ادیان ابراهیمی تا آتیست ها تقسیم بندی کرد. دئیست ها به دسته های متفاوتی تقسیم بندی می شوند. اما مثلا دسته ای به یک وجود متعالی که هیچگونه صفات شخصی همچون عقل و اراده ندارد را خدا می دانند.  بعضی دیگر به خدا اعتقاد دارند ولی منکر هرگونه تدبیر الهی نسبت به جهان توسط وی(1) هستند.
هیوم بسیاری از برهان فلسفه اثبات خداوند را زیر سوال برده است و نقد کرده است. واقعیت این است که براهین فلسفی قادر به اثبات خداوند نیستند. امروزه با وجود بینگ بنگ و فرگشت هیچ نیازی به وجود خداوند و هیچ اثری از خداوند در خلقت دیده نمی شود. افراد مختلفی در ایران و کشورهای جهان اسلام هستند که سعی می کنند اشکالات مختلف و متعددی به فرگشت یا بینگ بنگ وارد کنند. ولی این اشکالات صرفا مصرف داخلی دارند. این اشکالات علی الخصوص اشکالات وارده به فرگشت واقعا وارد نیست وگرنه این افراد با مطرح کردن اشکالات خود و رد کامل فرگشت یا بینگ بنگ می توانستند برنده جایزه نوبل شوند.
امروزه برخی بر اساس نتایج تحقیقات یونگ در مورد خواب معتقد به وجود یک روح کیهانی یا روح مشترک حاکم بر دنیا می باشند و آن را خدا می نامند. اگر بپذیریم که انسان این نفس واحد دارای روح می باشد هیچ دلیلی ندارد که نپذیریم جهان به مثابه یک واحد هم دارای روحی نباشد. امروزه خداناباوران برای اثبات وجود خدای ادیان ابراهیمی برهان شر را مطرح می کنند. برهان شر می گوید خداوند اگر مهربان و خیرخواه مطلق، توانای مطلق و دانای مطلق می باشد آنگاه شر یا شر گزاف در این دنیا نباید وجود داشته باشد. برهان شر به عقیده منصفان برهان بسیار قوی می باشد و دینداران ابراهیمی قادر به پاسخگویی کاملا اقناع کننده به آن نمی باشند.
ضعف بسیار شدید دانش ما درباره عالم غیب، حق هرگونه اظهار نظر درباره ماهیت، چگونگی و چیستی خداوند را از ما سلب می کند. اظهار نظر درین باره بسیار دشوار می باشد و ما واقعا درین باره به نمی دانیم می رسیم. اما به عقیده بنده، خدایی با توصیفات کاملا منطبق بر ادیان ابراهیمی وجود ندارد. چون در اینصورت برهان شر واقعا قابل پاسخگویی نیست.
به عقیده من بهرحال در جهان غیب هم دیکتاتوری حاکم نیست. اینطور نیست که خدایی نشسته باشد و به ملائکه امر و نهی کند، اینکار را بکنید آنکار را بکنید. فرشتگان هم مدام وی را عبادت و نیایش، تعظیم می کنند. یک تعادلی بین نیروهای خیر و شر حاکم است. به عقیده بنده، تصور می کنم صفات و اسماء الهی که ادیان ابراهیمی برای خداوند گفته اند بخشی از آنها صرفا برای زیباتر کردن حس پرستش و تعظیم خداوند توسط انسان می باشد. یک فرض این است که چون بودا فرض کنیم خدایی وجود ندارد. به عقیده بنده اصل توحید، نفی خدایگان متعدد و پرستش چند خدایی و مادیات این عالم بعنوان خدا می باشد. در انسان ها بطور کلی میل به پرستش و تعظیم وجود دارد. این میل به پرستش از بشرهای اولیه با توتم پرستی نمود داشته است تا بعدها به شیوه های دیگر بروز پیدا کرده است. ممکن است که یک خدای ناپیدای واحد با اسماء الهی در ادیان ابراهیمی برای هدایت و کنترل درست این میل معرفی شده باشد. هیوم در کتاب تاریخ طبیعی دین، منشأ پیدایش توحید در میان بشر را «عقل» و پیدایش شرک را ناشی از «ترس» (و برخی دیگر از غرایز) می‌داند (2). فرض دیگر این می باشد که اگر بپذیریم انسان این نفس واحده دارای روح می باشد، هیچ دلیلی ندارد که نپذیریم جهان هم به مثابه یک واحد دارای روح مشترک و کلی یا روح کیهانی نباشد که برگرفته از تحقیقات یونگ درباره خواب می باشد. در فرض دیگر می توانیم خداوند را متشکل از روح های کلی حاکم بر سیاره های دارای موجودات زنده و رب ها در نظر بگیریم و ... . ما بعلت فقدان دانش کافی واقعا شایسته اظهار نظر درباره چیستی و چگونگی خداوند نیستیم. خداوند هر چه باشد، یا حتی اگر نباشد، بنظر من، پذیرش و اعتقاد به خداوند مطابق آنچه در ادیان ابراهیمی معرفی شده است، برای انسان از نظر روحی و روانی بسیار سودمند می باشد که این مسئله از نظر علمی و تحقیقات میدانی ثابت شده است. تنها خداوند است که یک انسان بسیار خشمگین ، افسرده را می تواند رام کند و باعث شد که وی با او راز و نیاز کند و آرام شود. شکرگذاری همیشگی و راضی بودن به رضایت خداوند از خداوند راهی مطمئن برای جلوگیری از ناامیدی و عدم افسرده شدن می باشد و ....  چه از نظر دعا کردن، چه از نظر هنگام سختی و گرفتاری و .... این انسان این اشرف مخلوقات در زمین، داشتن پناهگاه و اعتقاد داشتن به خداوند برایش سودمند است.
اگر خدایی وجود داشته باشم، حدس می زنم از نوع روح باشد. روح عنصر مشترک بین تمامی موجودات زنده انسان ها، حیوانات، اجنه، فرشتگان و ... می باشد. برای تدبیر این عالم و موجودات زنده نیاز به عنصر مشترکی میان تمامی موجودات زنده می باشد. یکی از توانایی های روح فکر کردن و اندیشیدن می باشد. در قران آمده است:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (سوره حج آیه 46)
ایه مذکور اشاره دارد به اندیشیدن با قلب. منظور از قلب در قران روح می باشد. آیه الا من اتی الله بقلب سلیم، منظور با قلب صنوبری سالم آمدن پیش خدا نمی باشد. بلکه منظور آمدن با روح سالم نزد پروردگار می باشد.

                                                                                                                                              

A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%83%D8%AA%D8%A8-%D8%AF%D8%A6%DB%8C%D8%B3%D9%85

2: https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF_%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%85

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر