۱۳۹۶ خرداد ۱۳, شنبه

نتایج بررسی شخصی عالم غیب

من مدتی به بررسی شواهد و تجربه های معنوی گزارش شده مربوط به عالم غیب پرداختم. در این مقاله احتمال وجود موجودات غیبی یا مدعیان ارتباط با عالم غیب که بطور شخصی به آن رسیدم را ذکر می کنم. دلایل خود را نیز به اختصار ذکر می کنم.
به وجود اجنه 100% اعتقاد دارم. به خاطر داشتن تجربه معنوی بسیار قوی و طولانی مدت. سالهای زیادی است که با اجنه ها در ارتباط بوده و کاملا مطمئن هستم که وجود دارند. آنها از طریق اعصاب شنوایی (همچون وحی)، یا الهام یا وسوسه (القاء فکر) با من صحبت و گفتگو می کنند. البته این قضیه و تجربه ماجرایی بسیار طولانی می باشد.
در حدود 75% نیز به وجود روح اعتقاد دارم. فروم ها وگزارشات مربوط به کسانیکه ادعای پرواز روح یا برونفکنی را داشتند به مدت طولانی بررسی کردم. با وجود اینکه دروغ در میان این گزارشات فراوان است. اما مواردی وجود دارد که حاکی از صدق و وجود امکان برونفکنی دارد. همچنین استاد بنده که به صداقت و دقت وی اطمینان کامل دارم دارای تجربه معنوی مربوط به روح بود. همچنین هاله های انرژی هم امری ثابت شده است و در بیمارستان های کشورهای غربی استفاده می شود، بنظر بنده از اثرات روح می باشد. البته خود کلمه روح یک کلمه قدیمی می باشد و برای همین می تواند مشکل ایجاد کند. بنظر می آید روح منشا خودآگاهی انسان و حتی حیوانات باشد. لازم به ذکر است که منشا خودآگاهی هنوز بطور کامل کشف نشده است.
تجربه های NDE هم بسیار جالب است. من ویکیپدیا و سایت http://neardeath.org/?s=%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7 را دیدم. قضیه پیچیده تر از آن است که بتوانند آن را توضیح دهند. سعی کرده اند که توضیحی بدهند و تحقیقاتی کرده اند اما طبق گفته خود ویکیپدیا پاسخ ده نیست. سایت neardeath هم یک صفحه دارد http://neardeath.org/home/are_ndes_true/ که بنظرم منطقی نوشته است. بنظر می آید واقعا روح و اتفاقاقی بعد از مرگ وجود دارد.
در حدود 70% به وجود فرشتگان اعتقاد دارم. اولا: من در تجربه های معنوی خود، شر و شیطانیت را بطور کامل تجربه کرده ام. اما دست خیر و حمایت کننده که مرا از این شرها حفظ نماید را نیز کاملا حس کرده ام. دوما: همچنین در گزارشات برونفکنی، فرشته ها بصورت نقاط نورانی را دیده اند و گزارش کرده اند. سوما: همچنین فرض کنیم که فقط اجنه وجود داشتند و انسان. پس چه کسی به پیامبران گفته است که اجنه ها پایین تر از انسان هستند. باعث سقوط انسان از بهشت شدند. دو حالت دارد یا اجنه ها به پیامبران اینها را گفته اند که منطقی نیست خودشان بیایند بگویند ما پایین تر از شما هستیم. یا پیامبران از خودشان در اورده اند یا اینکه واقعا فرشته ها این ها را به پیامبران گفته اند. چهارما: موجوداتی همچون اجنه ها وجود دارند و من اطمینان از وجود داشتن آنها دارم، در حالیکه بسیار عجیب است (یک موجود غیرخاکی، ناپیدا، با سلول سازنده نامشخص احتمالا از چیزی شبیه الکتریسیته و و....) هیچ بعید نیست که موجودات دیگری هم وجود داشته باشند و حالا دسته ای از آنها در زمان گذشته برتر از انسان بوده و آنها را فرشته بنامیم.
به اعتقاد من ملائکه موجوداتی بودند که برتر از انسان بودند. با انسان تماس گرفتند و سعی کردند وی را هدایت و راهنمایی کنند. اما اکنون انسان برتر از ملائکه شده است. بواقع انسانها بطور کلی از نظر علمی، فرهنگ، شعور و ... از ملائکه جلوتر زده اند و پیشرفت بیشتری داشته اند. راز سجده فرشتگان بر انسان نیز به دلیل همین مطلب می باشد. اگر سطح سواد و شعور و راهنمایی انسان ها را توسط فرشتگان در حد چیزهایی بدانیم که پیامبران به ما گفته اند. به اعتقاد من فیلسوفان و اندیشمندان اجتماعی بشر امروزه دستاورهای بالاتر و بیشتری نسبت به گفته های پیامبران داشته اند.
در زمینه پیامبر بودن محمد 60% به این نتیجه رسیده ام که وی پیامبر بوده است. اولا: ایشان از نظر شخصیتی آدم زرنگی بوده است. وی در جوانی با زنی کهنسال تر از خود اما ثروتمندتر از خود ازدواج می کند و به زبان عامیانه بار خود را می بندد. اما چه شد که بعد از این ازدواج ناگهان تغییر شرایط زندگی می دهد و ادعای پیامبری در مکه می کند. روش بسیار سخت و مصیبت باری برای تبلیغ خداوند انتخاب می کند که در طی 13 سال حضور در مکه فقط حداکثر 75 نفر به وی ایمان می آورند. چطور می شود که یک آدم به این زرنگی و به اصطلاح بار خود را بسته، چنین تغییر شرایط می دهد و چنین روش سختی را انتخاب می کند. بنظر من حتما در این برهه خاص برای وی یک اتفاق خاص و غیر معقول و عجیب افتاده است که می تواند همان ارتباط با عالم غیب باشد. دوما: محمد عمدتا به کارهای خوب و نیک و انسانی دعوت کرده است. برای خود من قابل قبول نیست که چنین فردی با آن مشخصه های دوران جوانی، کاملا دروغ بگوید. سوما: چرا اصلا دین توسط محمد ختم شده است. آیا این بدین معنی است که بشر تا زمانی که نیازمند هدایت خارجی به علاوه هدایت درونی (عقل) بوده است توسط خداوند هدایت گردیده است و از این به بعد راه هدایت را خودش باید بپوید. چرا قران یک کتاب تنها معجزه آخرین پیامبر می باشد. به دو گزاره آخرین دین و معجزه کتاب دقت کنید. آیا برای این نبوده است که گفته شود دوران تحقیق و مطالعه می باشد. این تقارن بنظر من خود نشان از وجود یک هدایت تکوینی می باشد. چهارما: آلیستر کراولی یکی از اساتید اعظم شیطان پرستان می باشد. وی دارای کتابی بسیار مهمی از نظر شیطان پرستان بنام شریعت می باشد که این کتاب به گفته آلیستر کراولی توسط یک فرشته نگهبان (احتمالا یک شیطان) بنام آیواس به وی دیکته شده است. در این کتاب از محمد در کنار عیسی و موسی انتقاد شده است. نام محمد در کنار عیسی و موسی قرار گرفته است.
بطور کلی درباره پیامبران می توان گفت آیا پیامبران همه چیز را وحی شدن، ارتباط با فرشته ها، و .... همه را دروغ گفته اند. باید گفت دروغ بزرگی هم گفته اند. در حالیکه ما می بینیم اینها در زمان خود در قوم خود مشهور به حفظ اخلاق، راست کرداری و گفتاری بوده اند. اصلا نهضت هایی که که موجب شده اند نهضت های اخلاقی بوده است و سعی در توسعه اخلاق داشته اند. آیا ممکن است چنین آدم هایی که از آنها به درستی ، اخلاق گرایی در کل جامعه یاد می شود چنین دروغی گفته باشند؟ بعد بپاي اين دروغ حاضر باشند جان خود را هم بدهند؟ حضرت عيسي مصلوب شد، حضرت محمد چندين بار قصد جان وي را كردند. اگر واقعا به آنچه مي گويند ايمان نداشتند آيا ممكن بود كه تا اين حد پافشاري بر عقيده خود بكنند؟ آدمها يك دروغ مي گويند تا اوضاع يك كم سخت مي شود اعتراف مي كنند دروغ گفتيم. از حرف خود بر مي گردند.
اما شبهات جدی و اساسی هم در زمینه اسلام وجود دارد که از آن جمله می تواند به اولا: خشونت موجود در اسلام، دوما: چرا بعد از ارتقاء یهودیت توسط عیسی در صورت فرض ارسال وی توسط یک خدا، باید دین اسلام بر فرض ارسال توسط همان خدا بر پایه اعتقادات اولیه یهودیت پایه گردد و شبهات جدی دیگری که توسط دیگران مطرح می شود اشاره نمود.
اما در زمینه وجود خداوند، بنده به هیچ شواهدی مبتنی بر وجود خداوند نرسیدم. بواقع به احتمال 50% - 50% مبنی بر وجود یا عدم وجود خداوند رسیدم. بنده دیده ام کسانی که برونفکنی می کرده اند حتی موجودات نورانی یعنی فرشته ها را مشاهده کرده اند اما باز هم به خدا اعتقاد ندارند. یک فرقه ای در غرب می باشد که معتقد است فرشته ها یا موجودات برتر از انسان ادیان را درست کرده اند و با پیامبران ارتباط برقرار کرده اند. بطور کلی تجربه معنوی مبتنی بر موید و اثبات کننده وجود خداوند وجود ندارد مگر گفته های پیامبران که قابل تایید و قابل بررسی توسط ما نمی باشد. البته اگر ما احتمال بیشتر وجود فرشتگان، اجنه، روح و پیامبر بودن پیامبران را بپذیریم آنوقت منطقی است که وجود خداوند را هم بپذیریم. 

اما به اعتقاد من، اعتقاد به خداوند صرفنظر از دین، برای انسان از نظر روحی و روانی برای انسان سودمند می باشد. از ادیان، دستورات آن، تعصب ها و ... صرفنظر کنید، فقط صرف وجود خداوند و اعتقاد انسان به یک موجود برتر و بالاتر را در نظر بگیرید. در تحقیقات علمی هم سودمند بودن اعتقاد به خداوند ، راز و نیاز با وی، و ... از نظر روحی و روانی برای انسان برای اثبات شده است. بنابراین من 51% احتمال را بر مبنای وجود خداوند گذاشته ام.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر