۱۳۹۶ خرداد ۱۳, شنبه

ملائکه و فرشتگان

با توجه به مطالب گذشته، به عقیده من ادیان، حاصل برقرار شدن ارتباط بین پیامبران و ملائکه می باشد. ما معمولا معتقدیم اجنه پایین تر از انسان می باشند و ملائکه بالاتر از انسان. به عقیده من ملاک مقایسه اصلا مشخص نیست. بر اساس چه پارامترهایی این سخن گفته می شود. اصلا جنس آدم، با جنس اجنه و همچنین جنس ملائکه یکسان نیست که بتوان با هم مقایسه نمود. اما بطور کلی می توان گفت در زمان های گذشته، در زمان پیامبران ملائکه و فرشتگان از نظر اخلاقی و عقلی برتر از مجموع انسان ها بوده اند. فرشتگان و ملائکه نماد نیروهای خیر در مقابله اجنه شیطانی بعنوان نماد نیروهای شر شناخته می شوند و به عقیده من تعادلی میان نیروهای خیر و شر وجود دارد. اما آیا این بدین معنی است که فرشتگان و ملائکه به اذیت و آزار انسان ها نمی پردازند؟ ما در مفاهیم اسلامی مفاهیم ابتلا یا دچار بلا شدن و همچنین عذاب را داریم. فرشتگان انسان های گناهکار را با عذاب کردن مجازات و اذیت و آزار می کنند. همچنین در بعضی مواقع انسان را مبتلا به بلا و سختی و محنت می کنند. بنابراین به عقیده بنده فرشتگان نماد مطلق خیر و خوبی نیستند.
ما در اشعار و احادیث خود داریم که انسان ها می توانند از فرشتگان سبقت بگیرند. بنظر من راز داستان سجده فرشتگان بر انسان بدلیل همین نکته می باشد. به عقیده من امروزه انسان ها از نظر عقلی، اخلاقی در مجموع بسیار پیشرفت کرده و از فرشتگان پیشی گرفته اند اگر مجموع فقه و اخلاق منتقل شده به پیامبران توسط ملائکه را با علم و اصول فیلسوفان و بحث های رایج بین آنها مقایسه کنیم به عقیده من امروزه فیلسوفان به عمق و درک بسیار روشن تری از اخلاق، مفاهیم قانون گذاری، حقوق انسانی و ... رسیده اند.
بنده طی سالها ارتباط با اجنه از طریق گوش ها و فکر و مغزم، حدس می زنم ارتباط با گوش راست من یک موکل باشد که از جنس فرشته ها می باشد. البته این یک حدس است و ممکن است اشتباه باشد. ولی نحوه عملکرد و شخصیتی وی مرا به این نتیجه می رساند.  وی فقط وقتی که گناهکاری می کنم، یا وقتی که وضعیت کاری و زندگی ام خیلی خوب می شود شروع به اذیت و آزار من می کند. به عقیده من فرشتگان تمایل دارند انسان ها خوب باشند اما در حد معمولی. آنها دوست ندارند انسان ها پرواز کنند، اوج بگیرند و از آنها سبقت بگیرند. در اینحالت شروع به اذیت و آزار انسان ها می کنند. انسان ها را به بلا، سختی دچار می کنند تا پایین بیایند.
فرشتگان برای اینکه انسان ها در حد معمولی خوب باشند، با انسان هایی برگزیده (پیامبران) ارتباط برقرار کرده و پیامبران مطابق با برداشت ، ظرف زمان و مکانی خود، ظرفیت فکری و اندیشه خود، ناشی از این ارتباط با ارائه دستوراتی یک دین ارائه نموده اند. اما دین فقط برای این است که انسان ها در حد معمولی خوب باشند.
اما وقتی که انسان ها پیشرفت کنند و بالاتر روند، دین خود مایه ابتلاء و بلا می شود. مایه پایین آوردن انسان می شود. اجازه پرواز کردن و اوج گرفتن به انسان نمی دهد. در این قرن که انسان ها از نظر فکری و علمی بسیار پیشرفت کرده اند، مفاهیم انسانی  بسیار پیشرفته کرده اند، دین و تعصب دینی مانع جدی رشد و پیشرفت انسان ها شده است.
معجزه آخرین دین کتاب است. در این هدایت تکوینی و نکته ای می باشد. اما اتفاقا این آخرین دین دست و پاگیرترین دین و بزرگترین مانع پذیرش پیشرفت ها و دستاوردهای انسانی و اخلاقی و علمی بشر شده است. داعش را بنگرید. اکنون بقول استاد بنده، در اوج زمستان اسلام به سر می بریم به این امید که بهار آن هم فرا رسد.
اتفاقا در قضیه اسلام و شباهت بسیار زیاد دستورات آن به یهودیت می توان گفت برگشتی توسط ملائکه صورت گرفته است. حاصل ارتباط پیامبر اسلام با فرشتگان دینی شد که بعد از پیشرفت عیسی به یهودیت، تقریبا بازگشت مجدد به دستورات دینی یهودیت بود.
اطلاعات علمی فرشتگان و ملائکه نسبت به انسان بیشتر از خود انسان ها نمی باشد. اگر بپذیریم که انسان با فرگشت بوجود آمده، طبیعی است که بپذیریم اطلاعات علمی فرشتگان نسبت به انسان و مثلا محل قرار گیری نطفه ها در انسان مشابه همان انسان ها باشد. فرشتگان بدنبال دادن اطلاعات علمی و آموزش علمی انسان نسبت به زمین و .... نبوده اند. پیامبران در برداشت خود تابع ظرف زمان و مکانی خود بوده اند. انها فقط بدنبال این بوده اند که انسان ها از نظر اخلاقی خوب باشند.
احتمالا فرشتگان و اجنه بعنوان موجوداتی که از جنس نور و احتمالا آتش یا چیزی شبیه الکتریسیته می باشند، اینها نیز با فرگشت ایجاد شده اند. در نتیجه ما یک نوع فرشته یا یک نوع اجنه نداریم. در فرگشت موجودات مختلفی از نوع اجنه یا اصطلاحا پایین تر از انسان و موجودات مختلفی از نوع فرشته یا نور داریم.
بعقیده بنده، با این سلسله مقالات اسرار و ابهامات ادیان تقریبا حل می شود و بسیاری از چیزها روشن می گردد. به عقیده من یک دید منطقی به روند شکل گیری ادیان، عالم غیب و ... ارائه می گردد. به عنوان سخن آخر باید بگویم به عقیده بنده این نوشته ها نافی ادیان نیست. ادیان پایه و اساس خوبی هستند اما به شرط عدم تعصب و انعطاف پذیری. اما معتقدم امروزه به تعداد نظرات جدی و دسته بندی های مربوط به فیلسوفان و اندیشمندان انسانی، دین و کلاس درس داریم که بسیار پیچیده تر از ادیان ابتدایی گذشته می باشند. بنده بدنبال نفی ادیان اسلام و ... نمی باشم. بنظر من این ادیان پایه و اساس خوبی می باشند اما به شرط عدم تعصب و انعطاف پذیری.


پاورقی و روشنگری: با وجود تمام این سخنان و نتایج که بنظر بنده اینها ابهامات مربوط به ادیان و دین اسلام را حل می کند، بنده کماکان به اسلام پایبند بوده و واجبات اصلی خود را بجا می آورم. این کار به دلیل احتیاط است که بنده با وجود داشتن تجربه های معنوی بسیار زیاد ممکن است اشتباه کرده باشم. بعلاوه بنده می دانم که اجنه و فرشتگان در زندگی انسان ها تاثیر به سزایی دارند. تاثیری که دیگر آدم های عادی آن را حس و درک نمی کنند. اما من نقش پررنگ اجنه و فرشتگان و تاثیر آنها در زندگی انسان ها دیده ام و بعلت این تاثیر و بسیاری از ناشناخته ها که نمی دانم، به اسلام فعلا پایبند مانده ام. برای من هم عمل به این واجبات اصلی و حداقل ها هزینه ای ندارد و بسیار کم هزینه است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر