۱۳۹۶ خرداد ۱۳, شنبه

تجربه های معنوی

مجید نواندیش
تناسخ: ما مسلمانان عموما براحتی عقاید هندوها و بودایی ها برایمان مسخره است. ما تصور می کنیم اعتقاد اینها به تناسخ صرفا یک اعتقاد الکی و بی ارزش و فاقد ارزش بررسی می باشد. پیشنهاد می کنم تحقيقات 40 ساله دكتر استيونسون فقيد (رييس دپارتمان رواپزشكي دانشگاه ويرجينياي غربي آمريكا) را بررسي بفرماييد، شواهد بسيار قدرتمندي مبني بر تداوم حيات از كالبدي به كالبد ديگر در چندين هزار مطالعه ميداني ايشان از كودكان از فرهنگها و كشور هاي مختلف ( از آلاسكا تا اروپا و آسيا) خواهيد يافت و دنياي ديگري در پيش چشمانتان گشوده ميشود. خلاصه این تحقیقات در فیلمی وجود دارد که با یک جستجوی ساده می توانید این فیلم را مشاهده کنید. همچنین می توانید دو جلد کتاب «سفر روح» نوشته دکتر مایکل نیوتن را نیز بخوانید[1][2].
تعدادی از عرفای بلندبالای اسلامی در عین اعتقاد به اسلام، معتقد به تناسخ بوده اند. افرادی چون حلاج و .... حالا به واسطه علم حضوری یا دلایل دیگر به این اعتقاد رسیده اند مشخص نیست. شهرستانی در عبارتی مشهور اظهار کرده است که هیچ ‌آیینی نیست که تناسخ در آن پایگاه محكمی‌ نداشته باشد. الملل و النحل، ج۲ ص۲۵۵ . همین سخن را کسان دیگری هم با عبارات دیگر آورده‌اند مثلا عبدالعزیز نسفی صوفی قرن هفتم که در کتاب الانسان الكامل می‌گوید بیشتر اهل عالم بر طریق تناسخ بوده‌اند و هستند ج۱ ص۴۰۸. فرقه های مختلفی در اسلام اعتقاد به تناسخ داشته اند. یکی از این فرقه ها که در حال حاضر هم وجود دارد، فرقه اهل حق یا پارسان می باشند.
NDE (Near Death Experience): داستان های مربوط به تجربه های نزدیک به مرگ یا بعد از مرگ و  بعد برگشت به حیات هم جالب هستند. سعی کرده اند توضیحاتی دانشمندان ارائه دهند و تحقیقاتی کرده اند اما طبق گفته خود ویکیپدیا کاملا پاسخ ده نیست. برای آشنایی بیشتر ویکیپدیا و سایت [5] را پیشنهاد می کنم مطالعه کنید. همچنین سایت NearDeath دارای یک صفحه [6] می باشد که بنظر منطقی نوشته است.
دعا: شما احتمالا قانون جذب را شنیده اید. امروزه خیلی روی قانون جذب پافشاری می کنند و آن را توصیه می کنند. سوال من این است مکانیزم درونی عملکرد این قانون جذب چگونه است؟ آیا دعا نمی تواند همان مکانیزم قانون جذب را داشته باشد؟ بنظر من می تواند حداقل همان مکانیزم را داشته باشد. شخصا دارای تجربه های معنوی در زمینه دعا و استجابت آن می باشد که هم مشابه عملکرد قانون جذب بوده است و هم حتی بالاتر از قانون جذب و پیچیده تر از آن.
سالم ماندن جسد مردگان صالح: در ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹، بدن او پس از ۳۰ سال از مزار مرطوبش درآورده شد. هرچند صلیبی که در دست او بود و تسبیحش زنگ زده بودند، اما بدنش سالم مانده بود. بدنش را شستند، لباس مجدد بر تنش کردند و دوباره به خاک سپرده شد. بار دوم، در ۳ آوریل ۱۹۱۹، بدن او مجدداً از مزارش درآورده شد. باز هم بدنش سالم مانده بود. در سال ۱۹۲۵ (میلادی)، بدن او برای بار سوم از مزارش درآورده شد. نقابی مومی (بر اساس عكس‌های موجود و ظاهر صورتش) برای وی آماده شد، زیرا کلیسا نگران بود که هر چند بدن او سالم مانده، اما چشمان و بینی تورفته و رنگ تیره شدهٔ پوستش، تأثیر نامناسبی بر مردم داشته باشد. بدن او اكنون در کلیسای سنت برنادت در Nevers محل زیارت مؤمنان کلیسای کاتولیک است. بدن او، با عمر نزدیک به ۱۳۴ سال، هنوز سالم است[3].
محمد کاظمی ساروقی: می توانید منبع [4] را در این زمینه مطالعه فرمایید. البته یک ذره مشکوک هم هست. می گویند وی حافظ دعا کمیل، عاشورا و ... اینها هم شده است که کمی تعجب برانگیز است.
استخاره: آقای مجید جعفری تبار در ایران از سال 1372 تا سال 1386 در میان مردم استخاره های وی شهرت به سزایی یافت بگونه ای بیش از 132 خط تلفن بصورت 24 ساعته متن استخاره کنندگان را برایشان پخش می کرد[9]. آیا یک انسان عاقل می پذیرد که استخاره دروغ و الکی باشد. بعد در طی 14 سال چنین حجم عظیمی از علاقه مندان ایجاد شود. تلفن ها پولی بوده اند و یک بیزینس بزرگ در این باره راه افتاد و ادامه داشت تا وقتی که وی را به اتهام های واهی دستگیر کردند. آیا یک انسان عاقل می پذیرد که همه این ها فریب بوده است. مسلما مردم استخاره ها را مطابق با واقع و مفید یافته اند که حجم چنین اعتمادی ایجاد شده است. بدون اعتماد که یک بیزینس نمی تواند پایدار بماند و فعالیت خود را گسترش دهد. بنده خودم نیز در زمینه استخاره دارای تجربه های معنوی بالایی می باشم. بنظرم عوامل موثر در استخاره اجنه و موکلین می باشند.
پیشگویی حوادث آینده: احادیثی که از ائمه و حتی اشعیا و ... و حتی نوسترداموس در زمینه پیشگویی آینده یا تحت حوادث ظهور به ما رسیده است، بیشتر تحقیق و بررسی کنید. بنظر من امکان پیشگویی حوادث آینده وجود دارد. البته اینکار بصورت خواب مانند ممکن است. لذا رمزی می باشد و همچون خواب باید تعبیر شود. پیشگویی های مهم نوسترداموس در ویکیپدیا لینک [7] آورده شده است. پیشگویی وی درباره حادثه یازده سپتامبر هم جالب است [8]. البته اینکه چقدر متن آورده شده مطابق با واقع باشد جای سوال دارد. یا می توان به پیشگویی امام علی درباره غرق شدن بصره [10]اشاره کرد.
پیشگویی سرنوشت آینده انسان یا تقدیر: شخصا در کودکی با استفاده از کتابی و انتخاب از یک جدول، پیشگویی از تقدیر من شد که تابحال درست در آمده است. با اینکه اتفاقا من زندگی خاص و عجیبی داشتم. در این پیشگویی حتی علامت درستی بر بدن من هم درست پیش بینی شد که برایم بسیار عجیب است.

وحی: وحی به چندین صورت می تواند صورت بگیرد. همچون هدایت غریزی که در قران از آن به وحی یاد شده است. و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوه  ها و .... (آیه 68 سوره نحل). دوم همچون الهام. بواقع گفته اند معانی به قلب پیامبر القا می شود. اما الهام واقعا چطور صورت می گیرد. به اعتقاد من، الهام بصورت جرقه های فکری و دادن سرنخ های فکری صورت می گیرد. سرنخ های فکری می توانند با توجه به عقاید و محدودیت بشری شخص، منجر به یک رشته سلسله افکار شوند. در روایات و آیات هم آمده است که اجنه و فرشتگان در وسوسه و الهام فکری به انسان موثر هستند. این بواقع یعنی در دادن سرنخ های فکری به انسان موثر می باشند. اما این ادامه فکر و خود سرنخ، در محدوده مظروف صورت می گیرد. یعنی در محدوده اطلاعات و دانسته های زبان لغوی شخص. شخصا دارای تجربه معنوی بسیار قوی در زمینه وحی شنوایی و الهام و وسوسه می باشد و سالها است که اجنه از طریق اعصاب شنوایی با من سخن می گویند. یا از طریق وسوسه سرنخ های فکری به من مغز من تزریق می کنند. بر خلاف آقای سروش من تقریبا مطمئن هستم که وحی بصورت شنوایی و همچنین بصورت الهام و وسوسه می تواند روی بدهد.




[4]
[10]

نتایج بررسی شخصی عالم غیب

من مدتی به بررسی شواهد و تجربه های معنوی گزارش شده مربوط به عالم غیب پرداختم. در این مقاله احتمال وجود موجودات غیبی یا مدعیان ارتباط با عالم غیب که بطور شخصی به آن رسیدم را ذکر می کنم. دلایل خود را نیز به اختصار ذکر می کنم.
به وجود اجنه 100% اعتقاد دارم. به خاطر داشتن تجربه معنوی بسیار قوی و طولانی مدت. سالهای زیادی است که با اجنه ها در ارتباط بوده و کاملا مطمئن هستم که وجود دارند. آنها از طریق اعصاب شنوایی (همچون وحی)، یا الهام یا وسوسه (القاء فکر) با من صحبت و گفتگو می کنند. البته این قضیه و تجربه ماجرایی بسیار طولانی می باشد.
در حدود 75% نیز به وجود روح اعتقاد دارم. فروم ها وگزارشات مربوط به کسانیکه ادعای پرواز روح یا برونفکنی را داشتند به مدت طولانی بررسی کردم. با وجود اینکه دروغ در میان این گزارشات فراوان است. اما مواردی وجود دارد که حاکی از صدق و وجود امکان برونفکنی دارد. همچنین استاد بنده که به صداقت و دقت وی اطمینان کامل دارم دارای تجربه معنوی مربوط به روح بود. همچنین هاله های انرژی هم امری ثابت شده است و در بیمارستان های کشورهای غربی استفاده می شود، بنظر بنده از اثرات روح می باشد. البته خود کلمه روح یک کلمه قدیمی می باشد و برای همین می تواند مشکل ایجاد کند. بنظر می آید روح منشا خودآگاهی انسان و حتی حیوانات باشد. لازم به ذکر است که منشا خودآگاهی هنوز بطور کامل کشف نشده است.
تجربه های NDE هم بسیار جالب است. من ویکیپدیا و سایت http://neardeath.org/?s=%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7 را دیدم. قضیه پیچیده تر از آن است که بتوانند آن را توضیح دهند. سعی کرده اند که توضیحی بدهند و تحقیقاتی کرده اند اما طبق گفته خود ویکیپدیا پاسخ ده نیست. سایت neardeath هم یک صفحه دارد http://neardeath.org/home/are_ndes_true/ که بنظرم منطقی نوشته است. بنظر می آید واقعا روح و اتفاقاقی بعد از مرگ وجود دارد.
در حدود 70% به وجود فرشتگان اعتقاد دارم. اولا: من در تجربه های معنوی خود، شر و شیطانیت را بطور کامل تجربه کرده ام. اما دست خیر و حمایت کننده که مرا از این شرها حفظ نماید را نیز کاملا حس کرده ام. دوما: همچنین در گزارشات برونفکنی، فرشته ها بصورت نقاط نورانی را دیده اند و گزارش کرده اند. سوما: همچنین فرض کنیم که فقط اجنه وجود داشتند و انسان. پس چه کسی به پیامبران گفته است که اجنه ها پایین تر از انسان هستند. باعث سقوط انسان از بهشت شدند. دو حالت دارد یا اجنه ها به پیامبران اینها را گفته اند که منطقی نیست خودشان بیایند بگویند ما پایین تر از شما هستیم. یا پیامبران از خودشان در اورده اند یا اینکه واقعا فرشته ها این ها را به پیامبران گفته اند. چهارما: موجوداتی همچون اجنه ها وجود دارند و من اطمینان از وجود داشتن آنها دارم، در حالیکه بسیار عجیب است (یک موجود غیرخاکی، ناپیدا، با سلول سازنده نامشخص احتمالا از چیزی شبیه الکتریسیته و و....) هیچ بعید نیست که موجودات دیگری هم وجود داشته باشند و حالا دسته ای از آنها در زمان گذشته برتر از انسان بوده و آنها را فرشته بنامیم.
به اعتقاد من ملائکه موجوداتی بودند که برتر از انسان بودند. با انسان تماس گرفتند و سعی کردند وی را هدایت و راهنمایی کنند. اما اکنون انسان برتر از ملائکه شده است. بواقع انسانها بطور کلی از نظر علمی، فرهنگ، شعور و ... از ملائکه جلوتر زده اند و پیشرفت بیشتری داشته اند. راز سجده فرشتگان بر انسان نیز به دلیل همین مطلب می باشد. اگر سطح سواد و شعور و راهنمایی انسان ها را توسط فرشتگان در حد چیزهایی بدانیم که پیامبران به ما گفته اند. به اعتقاد من فیلسوفان و اندیشمندان اجتماعی بشر امروزه دستاورهای بالاتر و بیشتری نسبت به گفته های پیامبران داشته اند.
در زمینه پیامبر بودن محمد 60% به این نتیجه رسیده ام که وی پیامبر بوده است. اولا: ایشان از نظر شخصیتی آدم زرنگی بوده است. وی در جوانی با زنی کهنسال تر از خود اما ثروتمندتر از خود ازدواج می کند و به زبان عامیانه بار خود را می بندد. اما چه شد که بعد از این ازدواج ناگهان تغییر شرایط زندگی می دهد و ادعای پیامبری در مکه می کند. روش بسیار سخت و مصیبت باری برای تبلیغ خداوند انتخاب می کند که در طی 13 سال حضور در مکه فقط حداکثر 75 نفر به وی ایمان می آورند. چطور می شود که یک آدم به این زرنگی و به اصطلاح بار خود را بسته، چنین تغییر شرایط می دهد و چنین روش سختی را انتخاب می کند. بنظر من حتما در این برهه خاص برای وی یک اتفاق خاص و غیر معقول و عجیب افتاده است که می تواند همان ارتباط با عالم غیب باشد. دوما: محمد عمدتا به کارهای خوب و نیک و انسانی دعوت کرده است. برای خود من قابل قبول نیست که چنین فردی با آن مشخصه های دوران جوانی، کاملا دروغ بگوید. سوما: چرا اصلا دین توسط محمد ختم شده است. آیا این بدین معنی است که بشر تا زمانی که نیازمند هدایت خارجی به علاوه هدایت درونی (عقل) بوده است توسط خداوند هدایت گردیده است و از این به بعد راه هدایت را خودش باید بپوید. چرا قران یک کتاب تنها معجزه آخرین پیامبر می باشد. به دو گزاره آخرین دین و معجزه کتاب دقت کنید. آیا برای این نبوده است که گفته شود دوران تحقیق و مطالعه می باشد. این تقارن بنظر من خود نشان از وجود یک هدایت تکوینی می باشد. چهارما: آلیستر کراولی یکی از اساتید اعظم شیطان پرستان می باشد. وی دارای کتابی بسیار مهمی از نظر شیطان پرستان بنام شریعت می باشد که این کتاب به گفته آلیستر کراولی توسط یک فرشته نگهبان (احتمالا یک شیطان) بنام آیواس به وی دیکته شده است. در این کتاب از محمد در کنار عیسی و موسی انتقاد شده است. نام محمد در کنار عیسی و موسی قرار گرفته است.
بطور کلی درباره پیامبران می توان گفت آیا پیامبران همه چیز را وحی شدن، ارتباط با فرشته ها، و .... همه را دروغ گفته اند. باید گفت دروغ بزرگی هم گفته اند. در حالیکه ما می بینیم اینها در زمان خود در قوم خود مشهور به حفظ اخلاق، راست کرداری و گفتاری بوده اند. اصلا نهضت هایی که که موجب شده اند نهضت های اخلاقی بوده است و سعی در توسعه اخلاق داشته اند. آیا ممکن است چنین آدم هایی که از آنها به درستی ، اخلاق گرایی در کل جامعه یاد می شود چنین دروغی گفته باشند؟ بعد بپاي اين دروغ حاضر باشند جان خود را هم بدهند؟ حضرت عيسي مصلوب شد، حضرت محمد چندين بار قصد جان وي را كردند. اگر واقعا به آنچه مي گويند ايمان نداشتند آيا ممكن بود كه تا اين حد پافشاري بر عقيده خود بكنند؟ آدمها يك دروغ مي گويند تا اوضاع يك كم سخت مي شود اعتراف مي كنند دروغ گفتيم. از حرف خود بر مي گردند.
اما شبهات جدی و اساسی هم در زمینه اسلام وجود دارد که از آن جمله می تواند به اولا: خشونت موجود در اسلام، دوما: چرا بعد از ارتقاء یهودیت توسط عیسی در صورت فرض ارسال وی توسط یک خدا، باید دین اسلام بر فرض ارسال توسط همان خدا بر پایه اعتقادات اولیه یهودیت پایه گردد و شبهات جدی دیگری که توسط دیگران مطرح می شود اشاره نمود.
اما در زمینه وجود خداوند، بنده به هیچ شواهدی مبتنی بر وجود خداوند نرسیدم. بواقع به احتمال 50% - 50% مبنی بر وجود یا عدم وجود خداوند رسیدم. بنده دیده ام کسانی که برونفکنی می کرده اند حتی موجودات نورانی یعنی فرشته ها را مشاهده کرده اند اما باز هم به خدا اعتقاد ندارند. یک فرقه ای در غرب می باشد که معتقد است فرشته ها یا موجودات برتر از انسان ادیان را درست کرده اند و با پیامبران ارتباط برقرار کرده اند. بطور کلی تجربه معنوی مبتنی بر موید و اثبات کننده وجود خداوند وجود ندارد مگر گفته های پیامبران که قابل تایید و قابل بررسی توسط ما نمی باشد. البته اگر ما احتمال بیشتر وجود فرشتگان، اجنه، روح و پیامبر بودن پیامبران را بپذیریم آنوقت منطقی است که وجود خداوند را هم بپذیریم. 

اما به اعتقاد من، اعتقاد به خداوند صرفنظر از دین، برای انسان از نظر روحی و روانی برای انسان سودمند می باشد. از ادیان، دستورات آن، تعصب ها و ... صرفنظر کنید، فقط صرف وجود خداوند و اعتقاد انسان به یک موجود برتر و بالاتر را در نظر بگیرید. در تحقیقات علمی هم سودمند بودن اعتقاد به خداوند ، راز و نیاز با وی، و ... از نظر روحی و روانی برای انسان برای اثبات شده است. بنابراین من 51% احتمال را بر مبنای وجود خداوند گذاشته ام.

۱۳۹۵ تیر ۱۷, پنجشنبه

حجاب و عفت

اول: ارکان دین در همه ادیان بر چهار دسته اند: امساک (رابطه خود با خود) همچون روزه، عفت و ...، انصاف (عدالت رفتاری با دیگران)، انفاق (رحمت رفتاری با دیگران) و ذکر به معنای یادآوری (رابطه با خدا)
دوم: عفت جزء امساک و دین الهی است. نسخ پذیر و ابطال پذیر هم نیست. به انسان توانایی کنترل امیال حیوانی بر خلاف حیوانات داده شده است. بخاطر این توانایی وظیفه و تکلیف یادگیری کنترل امیال حیوانی هم بر عهده انسان گذاشته شده است. پروردگار نمی خواهد انسان ها همچون حیوان ها بر اساس غریزه و میل عمل کنند.
سوم: عفت یعنی ادمی خویشتن دار باشد البته محرک دیگران هم نباشد. یک مفهوم آن عدم انگشت نما نشدن در میان خلق می باشد. عفت یک صفت است. طیف دارد. مقدار مطلق صفر و یکی نیست. پارامترهای کنترل کننده عفت دو چیز است. اولا در دین عسر و حرج یا تکلف و به سختی افتادن نداریم. (این یکی از اصول بنیادی دین است). تکلف چیست؟ در رابطه با خود شخص تعریف می شود. برای هر کس متفاوت است. میزان سختی است که انسان قلبا از دین احساس انزجار و بدی کند. مثلا من دو خواهر می شناسم. پدر و مادرشان اختیار را به خودشان گذاشته اند. یکی چادر را انتخاب کرده است. یکی مانتو را. هیچکدام هم از این نظر در تکلف و سختی نیستند. با سلیقه خودشان انتخاب کرده اند. پارامتر دیگر هم حفظ عفت و عدم تبرج و تظاهر می باشد که این هم توسط خود شخص مشخص می شود و می فهمد که کی دارد مثلا برای مردان تبرج می کند.
چهارم: ما دارای یک حد آزادی پایین برای حجاب بصورت عرفی می باشیم. تقریبا در تمامی ممالک لیبرال بجز معدودی، محدودیت هایی برای حجاب عرفی و میزان آزادی در برهنگی وجود دارد. این محدودیت عرفی باید از طریق همان عرف و ساز و کار دموکراسی مشخص و تعیین گردد. مثلا یک زمانی در آمریکا مایوهای شنا باید مثلا تا سر ران می بوده است نه کمتر. فرهنگ بطور کلی قابل تزریق کردن از بیرون نیست. توسط هویت خود جامعه و در دیالکتیک میان عناصر مختلف جامعه مشخص می شود. همچنین دارای حرکت می باشد و به مرور زمان هم می تواند تغییر کند.
پنجم: ما با پورنوگرافی، عریانی و ... کاملا مخالف هستیم. آن را پرخوری در غریزه قدرتمندی که بشر دارد می دانیم که این غریزه قدرتمند احتیاط به تحریک دوباره ندارد.
پنجم: آیا در میزان رعایت عفت برابری و مساوات بین مردان و زنان باید وجود داشته باشد؟ یک متخصص امور زناشویی خارجی که اتفاقا خیلی هم بی پروا بود، از نظر تاریخی می گفت که تشکیل خانواده در حیوانات و انسان در فرگشت برای تولید نسل انجام می شده است. وی می گفت از زمانی که از نظر فرگشتی انسان بر روی دو پا ایستاد، زن ها به دلیل استفاده از دست ها برای بچه داری، نیازمند حفظ شوهر در کنار خود و بواقع تحکیم خانواده برای رفع نیازهایشان شدند. بطور عموم هم نگاه کنید، مردان تنوع طلب تر از بانوان می باشند. اما بانوان اون مطلوب و مقصود واقعی اشان تشکیل یک خانواده پایدار، حفظ کیان خانواده و ... می باشد. یعنی بانوان میل بیشتری به تشکیل یک خانواده پایدار، حفظ کیان خانواده نسبت به مردان بطور کلی دارند. بعلاوه از طرف دیگر بانوان عنصر زیبایی شناختی محسوب شده و بواقع نقش بیشتری در تحریک میل جنسی عهده دارند که تهدید کننده بنیان خانواده می تواند باشد. بنظر بنده، بدلیل داشتن میل بیشتر در حفظ خانواده، همچنین داشتن نقش بیشتر، لازم است که در وظیفه و تکلیف حفظ عفت نقش بیشتری نسبت به مردان داشته باشند. برای هر زیبارویی در این عالم همواره مثالی بالاتر از او هم وجود دارد.
ششم: بررسی سیر تاریخی نشان می دهد که بطور کلی عدم امکان تشخیص پدر فرزند در گذشته قبل از عصر ژنتیک ، در بسیاری از جوامع حتی جوامع اروپایی و ... سعی بیشتر در کنترل و در خانه نگهداشتن و حفظ حجاب زنان وجود داشته است. سختگیری بیشتری وجود داشته است. بعد از کشف ژنتیک و امکان تشخیص پدر فرزند، در جوامع غربی این کنترل گری کاهش یافت و منجر به وضعیت امروزی گردید. از این سیر تاریخی شاید بتوان به یک سیر ارتقایی احکام بعد از عصر ژنتیک رسید.
هفتم: محققانی چون آقایان احمد قابل و ترکاشوند مورّخانه و فقیهانه نشان داده اند که پوشاندن موی سر گویا وجوب شرعی ندارد. دقت کنید آقای احمد قابل یک مجتهد عقل گرا بوده است.

پژوهشی در اعمال مرسوم شب های قدر

جوشن کبیر
حدیثی در باب توصیه به خواندن جوشن کبیر در شب های قدر وجود ندارد. تنها دو حدیث وجود دارد که  هر كس‌ آن‌ را اول‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ بخواند خدا به‌ او درك‌ فضیلت‌ شب‌ قدر را روزی‌ می‌دهد و نیز هر كس‌ آن‌ را سه‌ بار در این‌ ماه‌ بخواند، در طول‌ زندگی‌اش‌ در امان‌ خدا قرار می‌گیرد.
شان نزول این دعا، بنابر روایات، در یكی‌ از غزوات‌ كه‌ پیامبر زرهی‌ سنگین‌ پوشیده‌ بودند و آن‌ زره‌ جسم‌ ایشان‌ را اذیت‌ می‌كرد، جبرئیل‌ نازل‌ شد و ضمن‌ اعلام‌ سلام‌ خدا بر پیامبر، خواندن‌ این‌ دعا را به‌ جای‌ پوشیدن‌ آن‌ زره‌ به‌ پیامبر توصیه‌ كرد و گفت‌: كه‌ این‌ دعا امان‌ پیامبر و امت‌ اوست‌. طبق دیگر روایات، بواقع این دعا یک دعای حفاظ است و باعث محافظت انسان می گردد. در حالیکه شب قدر، شب ارائه درخواست ها به پروردگار، طلب مغفرت و استعفار می باشد. چرا باید یک دعای حفاظ از شیاطین و دشمنان در شب پربرکتی همچون شب قدر خوانده شود؟ آیا صرف طولانی بودن برای شب زنده داری کفایت می کند؟ برای بنده دلیل خوانده شدن این دعا در شب های قدر واقعا نامشخص می باشد.
دعای سرگرفتن قران
این دعا هم حدیثی درباب توصیه به خواندن آن در شب های قدر برای آن وجود ندارد. اما دعای مجربی بنظر می آید. تنها نکته قابل ذکر این است که بنظر می آید عبارت بک یا الله، در آن بی معنی و اشتباه باشد. طبق حدیثی که نگارنده بعنوان حدیث قابل اطمینان برای این دعا پیدا کرد عبارت درست یا سیدی یا سیدی یا سیدی، یا الله یا الله ... تا 10 بار می باشد. عبارت یا الله یا الله ...، در دعاهای دیگری هم به کرات استفاده شده است.  تنها حدیث معتبری که در این زمینه یافتم از امام کاظم به شرح زیر بود: .... يا سيدي يا سيدي يا سيدي، يا الله يا الله يا الله - عشر مرات - وبحق محمد - عشر مرات - وبحق كل إمام وتعدهم حتى تنتهى إلى إمام زمانك عشر مرات. فانك لا تقوم من موضعك حتى يقضى لك حاجتك، وتيسر لك أمرك.
در احادیث دیگر عمدتا اسم کل ائمه تا امام دوازدهم ذکر شده بود که بنظر من غیرممکن است این احادیث اصل باشد. بهرحال شب های قدر، واقعا شب های استجابت دعا می باشد. اما به کسانیکه عربی مسلط نیستم پیشنهاد می کنم بجای خواندن دعاهای طولانی عربی، به زبان فارسی دعا کنند. آیا تعریف دعا را می دانید؟ دعا درخواست های ما از پروردگار می باشد. وقتی به زبان عربی مسلط نیستید و دعاها را به عربی می خوانید بواقع چیزهایی از خدا می خواهید که خودتون هم ازش اطلاع ندارید. البته دعا دارای آدابی می باشد، بهتر است آداب دعا کردن را یاد بگیرید.
بعضی وقت ها نیم ساعت دعا فارسی کردن و با خدا راز و نیاز کردن بسیار بهتر و لذت بخش تر از دعاهایی است که به عربی در دو ساعت خوانده می شود. خواندن ترجمه خوب و مناسب دعاهایی همچون ابوحمزه ثمالی همچون ترجمه حسین انصاریان، لذت بخش تر از خواندن خود دعا به عربی می باشد. سخن این است که خواندن دعا به عربی سختی است به خود می دهیم اما در آن اتفاقا کاهش اثر و سودمندی ذکر است.

۱۳۹۵ خرداد ۲۶, چهارشنبه

برده و کنیز داری

مصطفی محقق داماد که مجتهد می باشد و همچنین دارای مدرک دکترا دانشگاهی می باشد، معتقد است احکام امضایی اسلام به دو دسته «مطلوب» و «تحمیلی» تقسیم می‌شوند. احکام تحمیلی نه به دلیل مطلوبیت و پسندیدگی بلکه به دلیل شیوع عرفی و محذورات اجتماعی در ممنوعیت آن‌ها، مورد تأیید اسلام قرار گرفته‌اند. این دسته احکام مقید به رواج عرفی هستند و اگر در طول زمان متروک شوند، حکم شرع تغییر می‌یابد. وی معتقد است این‌گونه احکام مصادیق زیادی دارند و برده‌داری یکی از آن‌هاست.

بعضی از احکام رسول تاسیسی بود مانند نماز، روزه. اما بعضی دیگر امضایی می باشد. یعنی هنجارهای محیط را با تغییرات و ارتقاهای کمی پذیرفته و آن را امضا کرده است. در زمان پیامبر محلی بنام زندان شناخته نمی شده است و وجود نداشته است. یا باید اسرای جنگی را می کشتند یا طبق هنجارهای محیط به بردگی می گرفتند. بواقع رسول بردگی را بعنوان یک فعل عکس العملی پذیرفت. یکی از معانی عدل تناسب عمل و عکس العمل می باشد. اگر در یک جامعه هنجاری و نرمی حاکم بود، عکس العمل نشان دادن تحت آن هنجار و نرم عدالت می باشد.  پیامبر هنجار برده داری در زمان خود را امضا کرد و این منافاتی با عدالت ندارد. چون عکس العمل متناسب با عمل می باشد و لذا ظلمی به کسی صورت نگرفته است. بنابراین بطور خلاصه: وقتی زندان نبوده چاره ای جز امضا کردن برده داری نبوده و این با عدالت منافات ندارد.
اما اگر در جامعه ای برده داری منسوخ شد، اگر سعی کنیم آن را احیاء کنیم این با عدالت منافات دارد. خلاف کرامت انسانی می باشد و ظلم در حق انسان ها می باشد. چون متناسب با هنجارهای محیط عکس العمل نشان داده نشده است. به عقیده بنده احکام امضایی پیامبر قابل تغییر و ارتقا می باشند. بنده کنوانسیون ژنو را قانونی الهی می دانم. گفتم یک معنای عدل تناسب عمل و عکس العمل می باشد. تناسب عکس العمل با هنجارهای محیط و عرف محیط می باشد. اما امروزه زنده کردن برده داری در عصری که منسوخ شده یک برگشت به عقب محسوب می شود و عین ابتذال است نه عدل الهی کرامت انسانی والاتر از این چیزها است. ادیان الهی از جمله اسلام به کرامت انسانی معتقدند و احیا برده داری در این دوره مصداق بارز ظلم در حق انسان و عدم در نظر گرفتن رشد کرامت انسانی می باشد. واقعیت اسلام این است که بر برده داری در زمان صدر اسلام و رسول خطایی وارد نیست. اما الان خطاست و جزء اسلام نیست. فقها هم در این زمینه راه خطا را رفتند.
اما درباره مجوز برقراری رابطه جنسی با کنیز باید گفت:
در زمان رسول و قبل از رسول زن ها کمی حالت متاع و کالا داشته اند. اصلا زن ها در بحث ازدواج حق انتخاب نداشته اند. اگر به تاریخ قبل از پیامبر و زمان پیامبر مراجعه کنیم می بینیم که قیم دخترها آنها را به کسی که میخواسته است تزویج می کرده است. دقت کنید مثل الان نبوده است، برای زن ها حق انتخاب همسر قائل نبوده اند و این توسط خود زنان هم پذیرفته شده بوده است. ما می بینیم در طول تاریخ مثلا پدر یک دختر، دخترش را به فلان شخص شوهر می داده است. همچنین در اسلام شیعه طبق احکام فقهی، فاصله پیدا کردن زن از شوهر بگونه ای که امکان برقراری رابطه جنسی نباشد بعد از مدتی خود به خود حکم طلاق را جاری می کند. حالا زنان شوهر داری که اسیر شده بودند قیم آنها حاکم اسلامی می باشد. حالا قیم آنها یعنی حاکم اسلامی، حکم طلاق آنها از شوهران قبلی خود را صادر و حکم تزویج آنها را به ماکلین آنها صادر می کند. این عقیده جاری زمان رسول و زمان پیش از رسول بوده است که رسول با یک سری ارتقاها آن را امضا کرده است. چه ارتقاهایی؟ اولا تجاوز نیست. زن شوهر دار باید عده نگهدارد و در زمان عده مالک حق برقراری رابطه جنسی با زن را ندارد. دوما: در زمان پیش از رسول بعضی کنیزها برای زنا در اختیار دیگران می گذاشتند که در آیه ای که شما گذاشتید اینکار ممنوع شده است این هم یکی دیگر از ارتقاها می باشد. ما تا زمان حضرت رسول را قشنگ درک نکنیم نمی توانیم قضاوت منصفانه ای داشته باشیم.

چندین مطلب لازم به ذکر است:
اولا: در اسلام جهاد ابتدایی طبق نظر بعضی از علما نداریم اصلا فقط جهاد دفاعی داریم. خداوند در قران می فرماید لایحب المعتدین، ان الله لا یحب المتجاوزین. همین کافی است که نشان دهد ما در اسلام جهاد ابتدایی نداریم. شما اگه به سیره امیرالمومنین هم نگاه کنید، در جنگ ها ایشان هیجوقت شروع کننده نبود. اول آنها جنگ را شروع می کردند بعد امام علی یا امام حسین جنگ را آغاز کردند.
دوما: طبق این قرائت در احکام امضایی ارتقاها و استانداردهای جدید پذیرفته شده و اسلامی می باشند. یعنی کنوانسیون ژنو و قراردادهای منع برده داری جزء اسلام محسوب می شوند. چون در جهت رشد کرامت انسانی می باشند. هدف اسلام با ارتقاهایی که داده است منع برده داری بوده است اما در زمان رسول و ائمه این امر ممکن نبود. با گذشت زمان این امر ممکن شده و لذا قوانین منع برده داری اسلامی محسوب می شوند.
سوما: ممکن است بعضی به حدیث حرام محمد حرام الی یوم القیامه و ... توسل بجویند. من متن نامه امام خمینی به آقای خامنه ای را می گذارم. امام خمینی هم به چنین قرائتی معتقد نبوده است. این نامه تبیین ولایت مطلقه فقیه می باشد
حضرت امام (ره) در نامه اي به ايشان فرمودند: از بيانات جناب عالي در نماز جمعه اين طور ظاهر مي شود كه شما حكومت را به معناي ولايت مطلقه اي كه از جانب خدا به نبي اكرم ( ص ) واگذار شده و اهم احكام الهي است و بر جميع احكام فرعيه تقدم دارد ، صحيح نمي دانيد و تعبير به آن كه اين جانب گفته ام حكومت در چارچوب احكام الهي داراي اختيار است بكلي بر خلاف گفته هاي اين جانب است اگر اختيارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه الهيه است بايد عرض حكومت الهيه و ولايت مطلقه مفوضه به نبي اسلام ( ص) يك پديده بي معني و محتوا باشد اشاره مي كنم به پيامدهاي آن كه هيچ كس نمي تواند ملتزم به آنها باشد مثلا خيابان كشي ها كه مستلزم تصرف در منزلي است يا حريم آن است در چارچوب احكام فرعيه نيست نظام وظيفه و اعزام الزامي به جبهه ها و جلوگيري از ورود و خروج ارز و جلوگيري از ورود يا خروج هر نحو كالا و منع احتكار در غير دو سه مورد و گمركات و ماليات و جلوگيري از گرانفروشي ، قيمت گذاري و جلوگيري از پخش مواد مخدر و منع اعتياد به هر نحو غير از مشروبات الكلي ، حمل اسلحه به هر نوع كه باشد وصدها امثال آن كه از اختيارات دولت است بنا بر تفسير شما خارج است و صدها امثال اينها بايد عرض كنم حكومت كه شعبه اي از ولايت مطلقه رسول الله ( ص) است يكي از احكام اوليه اسلام است و مقدم برتمام احكام فرعيه حتي نماز وروزه و حج است حاكم مي تواند مسجد يا منزلي را كه در مسير خيابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند حاكم مي تواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل كند و مسجدي كه ضرار باشد در صورتي كه رفع بدون تخريب نشود ، خراب كند حكومت مي تواند قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است در موقعي كه آن قرار داد مخالف مصالح كشور واسلام باشد يك جانبه لغو كند و مي تواند هر امري را چه عبادي و يا غير عبادي كه جريان آن مخالف مصالح اسلام است مادامي كه چنين است جلوگيري كند حكومت مي تواند از حج كه از فرايض مهم الهي است در مواقعي كه مخالف صلاح كشور اسلامي دانست موقتا جلوگيري كند .آنچه گفته شد ه است تاكنون و يا گفته مي شود ، ناشي از عدم شناخت ولايت مطلقه الهي است . آنچه گفته شده است كه شايع است ، مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با اختيارات از بين خواهد رفت ، صريحا عرض مي كنم كه فرضا چنين باشد ، اين از اختيارات حكومت است و بالاتر از آن هم مسائلي است