۱۳۹۷ خرداد ۷, دوشنبه

پاسخ به شبهات (4)

مجید نواندیش : تصور می کنم احتمالا در رسوم اعراب، پیشنهاد همسر گزیدن بعضی مواقع از طرف پدر دختر مطرح می شده است و در این حالت اگر این پیشنهاد رد می شده است، آن خانواده این جواب رد را مایه شرمساری برای خودشان می دانسته اند. این تصور هم بنظرم محتمل است و لازم است که درباره اش تحقیق کنم.

چرا دیگر پیامبر نمی آید؟ چون نیازی نیست. یک زمانی بود مردم آگاه و بیدار نبودند. لازم بود تا آگاه شوند دانا شوند. اما امروزه در دنیای متمدن امروزی همه آگاه و بینا به حد کافی هستند. همه خوب و بد را می شناسند. همه می دانند انسانیت خوب است. دیگر نیازی به آگاه و بیدار کردن نیست. بواقع همه ما آگاهانه بدون اینکه شاید خودمان مطلع باشیم انتخاب هایمان را کرده ایم.

درباره گوشت سوال کردم. فرمودند گوشت خوک حرام قطعی است. اما درباره روش ذبح هر کس به روش دینی خود عمل کند این برایشان ارجح است گوشتی مصرف کنند که به روش دینی خودشان ذبح شده باشد. اینطوری برایشان بهتر است.


درباره آیات تحدی قران، می گویند قران در اصل کلام شفاهی بوده است. آیات تحدی قران مربوط به همان عصر و منحصر به همان عصر می باشد. در آن عصر کسی توانایی همآوردی و سخن گفتن مانند قران را نداشته است.

درباره موسیقی و غنا باید بگویم وقتی که قران را با صوت می خوانند. وقتی اذان داشته ایم. برای چی موسیقی و آهنگ های قشنگ باید حرام و ممنوع باشد. متاسفانه مجتهدین بجای اینکه در حلال و حرام بر مبنای تواتر و احادیث متواتر عمل کنند. اگر به یک حدیث نادر هم برخورد داشته اند، به عنوان تقوی و ترس از خدا آن را هم حرام کرده اند و بواقع این دنیا را مایه عذاب برای ما ساخته اند.

درباره بارگاه هایی که برای ائمه ساخته اند، باید بگویم اهل بیت خودشان می گویند مگر ما در دوران زندگی خودمان اینطور زندگی کردیم که برای مرگ ما اینطور کرده اند. ما با زیارت آمدن مردم مخالف نیستیم. ولی با این جلال جبروت واقعا احساس شرمندگی میکنیم.

درباره داستان خضر، موسی و کشتن بچه، خضر بچه را یک سکته داد. بعد بچه را احیا کرد و دوباره زنده کرد. بدین ترتیب روحش را تغییر داد. بواقع جفت روحش را عوض کرد. از روح های پلید با وی جفت شده بود ، تغییر جفت روحش را داد. خضر آب حیات نوشید و روح وی حیات دائمی یافت. بصورت استثناء و خاص روح وی در اجنه ظهور یافته است و وی بصورت یک جن بعد از مرگ خود ادامه حیات داد. استدلال، اینکه پیامبر فقط صوتی از خضر پشت کوچه می شنیدند و می گفتند این خضر است. خضر بصورت جن ادامه حیات میدهد.


بطور کلی و بطور طبیعی، تعالی و رشد روح بر روی کره خاکی و هنگامی که همزیستی با انسان دارد، سهل است. کافی است که انسان وار زندگی کنید. اما تعالی و رشد روح و پاک شدن روح از آلودگی، بدون همزیستی با انسان و بصورت خالی، در عالم برزخ و معاد، سخت ، دشوار، طاقتفرسا و جانفرسا می باشد و مایه عذاب می باشد.

اهل بیت می گویند سید آن است که آبروی ما را حفظ نماید. همین و بس.

درباره صفات غلوگونه که امامان درباره خود گفته اند. امامان خود می گویند که در مجاز صحبت کرده اند. واقعا مجاز است. دلیل آن این بوده است که در آن مواقع پیروان و شیعیان امامان در اقلیت بوده اند. هدف جلب پیروان بیشتر نه از روی خودخواهی و منافع شخصی بلکه برای گسترش حق بوده است.

درباره چگونگی تولد عیسی، ملائکه و فرشتگان بطور جدی می گویند جزء اسرار است و آن را فاش نخواهیم کرد. هر فکری هم می خواهید بکنید. اما جزء اسرار است و فاش نمی کنیم.

درباره اسطوره هایی که ساخته شده است. مثلا داستان ابرهه و عام الفیل، می توان گفت در صحرا طوفان شن شده است. باعث رم شدن فیل ها شده است. همچنین دسته پرندگانی آمده اند و رفته اند که از طوفان شن فرار می کرده اند، بعد چنین داستانی ساخته شده است. یا مثلا داستان موسی، موسی و یارانش بسختی و هنرمندی، راه ارتباطی با اونور رودخانه وصل کرده اند، مثلا ریسمان محکمی به آن طرف رودخانه بزرگ نیل بسته اند و بعد با استفاده از آن رد شده اند و بعد این داستان ساخته شده است. فرعون هم سعی کرده است همینکار را بکند اما موفق نشده است و غرق شده است مثلا شاید ریسمان پاره شده است. اصلا شاید پلی ساخته اند بعد وقتی می خواسته فرعون از روی پل رد شد، یاران موسی پل را خراب کرده باشن و پاره کرده باشند. یا مثلا در امام عل می گویند ردت الشمس صورت گرفته است. امام علی در جنگ و مسافرت بوده است. می دانید که غروب و مغرب خورشید در مکان های مختلف با هم اختلاف دارد. در آن مکان نسبت به زمان معمولی تر خورشید دیرتر غروب کرده است گفته اند ردت الشمس صورت گرفته است.. یا مثلا ابراهیم در یک شرایط بسیار سخت و دشواری قرار گرفته است، تحت آزمون و شرایط سخت و طاقت فرسایی قرار گرفته است توسط حکام وقت که عموما آدم ها در آن شرایط می مرده اند اما وی نجات یافته است گفته اند از آتش بسلامت عبور کرد. یا مثلا درباره موسی درباره اژدها شدن عیسی می توان گفت شاید شعبده بازی بوده که توسط ملائکه و فرشتگان به موسی آموخته شده  که برتر و قویتر از روش های دیگران و شعبده بازان آن زمان بوده است. ید البیضاء احتمالا درست بوده است. در آن زمان مردم چشم سوم داشته اند و چشم سوم آنان باز بوده است. پروردگار و ملائکه و فرشتگان کاری کرده اند که یک دست موسی روشن تر و درخشان تر از حالت معمولی بچشم آید. یا مثلا درباره شق القمر اینطور نیست که واقعا ماه نصف شده باشد و بهم چسبیده باشد. بلکه بخاطر داشتن چشم سوم و باز بودن چشم سوم، ملائکه و فرشتگان کاری کرده اند که این چنین در نظرشان جلوه گر شود. تازه اگر این مساله و واقعه تاریخی راست باشد. البته همه این ها که می گویم تقریبی است. ممکن است درست باشد ممکن است نباشد. فقط برای تقریب به ذهن شما می گویم. ممکن است چیز دیگری بوده باشد. ممکن است تا حدی درست و نیاز به توضیحات بیشتر داشته باشد و ..... زنده شدن مردگان توسط عیسی می توانسته واقعا معجزه باشد. بنظرم محال عقلی نیست شاید هم اشتباه میکنم. شاید هم روند احیا بوده است که روی می داده است. شاید هم تقریبا زنده بوده اند مثل آنان که به سردخانه می برند و بعد چند روز می فهمند زنده هستند، اینطوری احیا و زنده شده اند. طوفان نوح مسلما کل زمین نبوده است. در بخشی از زمین شاید اصلا در قریه ای فقط روی داده باشد. سیلی بوده است که آمده است. همانطور که گفتم اینها فقط برای تقریب است. نمی دانم، الله اعلم. خیلی هم برایم مهم نیست. درباره روندهای و حوادث تاریخی ما هر چه بگوییم فقط فرضیه خواهد بود. قابل اثبات نیست. آنچه واقعا روی میداده می تواند نامشخص مبهم برای همیشه بماند.

نیروهای شر و خیر، بر روی زلزله، آب و هوا، باران و ... می توانند تاثیراتی داشته باشند. همانطور که مقاله نیروهای شر گفتم می توانند باعث زلزله های با قدرت و ریشتر کم بشوند. این بدین معنی نیست که تمامی باران ها، زلزله ها و ... کار نیروهای خیر و شر می باشد. خیر روال زندگی طبیعی می باشد. اما بصورت استثناء نیروهای خیر و شر هم می توانند موجب تاثیراتی در این ها بشوند. بنده در این زمینه دارای تجربه های معنوی قوی می باشم و از این نظر تقریبا مطمئن هستم. از نظر زلزله کاملا یقین دارم. تجربه معنوی های بسیار قوی در این زمینه دارم که از ذکر آن خودداری می کنم. آب و هوا هم حدس 60% می زنم. می توانند باعث باران های خفیف و نم نم باران که لذت بخش است بشوند. احتمالا هم می توانند باعث طوفان های شن و بارانی ناگهانی شوند که اصلا از طریق هواشناسی هم پیش بینی نشده بوده و قابل پیش بینی نیست. دقت کنید این ها استثناء است. عموم دلیلی ندارد در این موارد دخالتی بکنند. مگر اینکه دلیلی وجود داشته باشد. بنابراین روند طبیعی آب و هوایی، گسل های زمین و برخورد آنها با هم روند طبیعی را تشکیل میدهد. اما یک حالت استثنایی و خاص هم می تواند وجود داشته باشد که حاصل دخالت نیروهای غیب باشد.

انسان های پرهیزگار، دارای درجه و مقامات بالای معنوی از جمله پیامبران و ائمه، معصوم نیستند. اما کم اشتباه و کم خطا می باشند. در آنها یک صفت خود محاسبه، حساب کشیدن از خود، خود مانیتوری و خود کنترلی وجود دارد. این صفت هم می تواند اکتسابی باشد. رزمنده هایی بوده اند در دوران جنگ تحمیلی که هر روز در دفترچه ، گناهان هر روز خود یادداشت می کرده اند و بدین طریق صفت خود محاسبه و خود کنترلی را در خود تقویت می کرده اند. حواسشان نسبت به آدم های عادی بیشتر جمع رفتار و کردارشان می باشد. وقتی اینطور هستند، در صورت بروز خطا و اشتباه، هنگام شروع خطا و اشتباه ، هم ملائکه و فرشتگان با نشانه هایی سعی می کنند آن ها را متوجه خطا و اشتباهاتشان بکنند. بواقع آنها را از خطا و اشتباه محافظت کنند. این پاداش آن خود محاسبه و خود کنترلی قوی آنها می باشد. اما باز هم انسان است، ممکن است با همه نشانه ها و مواظبت ها، دچار خطا و اشتباه و مصطلحا گناه شود.


عبدالله بن سعد بن أبي سرح، كه قبلاً اسلام آورده و سپس مرتد و مشرك شده و نزد قريش باز گشته بود. اما "عثمان بن عفان" كه برادر رضاعي او بود، وي را پنهان كرد و پس از آن كه آرامش برقرار شد، او را نزد رسول خدا آورد و برايش امان خواست. رسول خدا به وي امان داده، سپس عبدالله اسلام آورد و در خلافت "عمر" و "عثمان" به كار گماشته شد[1]. داستان وی را می توانید مطالعه کنید. بنظر من وی با قصد قبلی و به هدف جاسوسی بعنوان کسی که سواد داشت مسلمان شد و وارد مدینه شد. کاتب وحی شد، بعد هم فرار کرد و به دروغ به پیامبر نسبت داد پیامبر با سخنان من درباره قران موافقت می کند و آنها را هم می نویسد. همانطور که می دانید حکم جاسوس در بسیاری از کشورها در گذشته ای نه چندان دور، قرن بیستم اینها مرگ بوده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر