مجید نواندیش : ما فرشتگان به حقوق بشر که حاصل تلاش و اجماع خود شما انسان
ها می باشد احترام می گذاریم و بنظرمان چیز خوبی است. ما همیشه دوست داشتیم انسان
به احترام و عظمت خود پی ببرد و این در همان راستا می باشد.
انسان مرجع مشروع امر محسوب می شود اما به شرط اجماع و وحدت
در محیطی با آزادی بیان و اندیشه، نه با خودخواهی مضر و یا فریب و مکر و حیله گری
حکم زناکار و لواط کار (سنگسار و پرتاب کردن از کوه) حد
نیستند. در صورتیکه فردی زنا کرد یا لواط کرد و خودش به این گناهان اعتراف کرد و
راضی بود، برای نجات یافتن از عذاب آخرت در این دنیا در صورت رضایت داشتن می تواند
سنگسار شود یا از کوه پرتاب شود. بواقع راه پاک شدن از این گناهان است. با اختیار
و رضایت خود فرد ممکن است. شروط دیگر این قدر سخت است که ممکن نیست محقق شود بطور
کامل. مگر در ملاء عام مرتکب فعل شوند که
در بسیاری از کشورها این کار جرم محسوب می شود و از نظر ما هم جرم محسوب می شود و
می توان مجازاتی دیگر برای آن در در نظر گرفت.
فرشتگان بطور جدی با الکی خوش بودن یا سعی در الکی خوش بودن
نفسانی و مادی انسان مخالف هستند. در قرن ها و انسان های دوران مختلف هم این سعی
در الکی خوش بودن متفاوت می باشد. اما مثال جدی این سعی در الکی خوش بودن استفاده
از مسکرات، یا مواد مخدر می باشد. واقعیت این است که در خارج انسان های زیادی
هستند که نه به دلایل مذهبی، فقط برای سالم بودن و سالم زندگی کردن و سالم ماندن
بدن خود از مصرف مشروبات الکلی خودداری می کنند. فرشتگان با لذت بردن و شاد بودن
در زندگی و همچنین ریشارژ شدن انسان که امروزه بسیار سریع شده است مشکلی ندارند.
تفریح و لذت وقتی لذت بخش است وقتی به انسان می
چسبد که بعد از کار و یک هفته سخت باشد. مثل اون چرتی که از شدت خستگی تو شلوغی
مترو می زنی، چقدر می چسبه. در قدیم و گذشته این قدر روی مردم فشار نبود. اینقدری
راحت و آزاد بودند که می گفتند روزی 8 ساعت عبادت کنید. خیلی نیازی به تفریح و
لزوم توصیه به آن نبوده است. برای همین هم در دین توصیه زیادی به تفریح، لذت بردن
از زندگی نداریم. حتی مخالفان دین می گویند دین با شادی و تفریح سر ناسازگاری
داشته است که بدون در نظر گرفتن شرایط زمانه این حرف را می زنند. واقعا با مرور
زمان و در طول تاریخ امکانات رفاهی بیشتر شده، ولی همین ها باعث سخت تر شدن و
تندتر شدن زندگی ها شده. قبلا سالی دو سالی یکبار حداکثر یک سفر می رفتند. یک ماه
فقط تو راه بودند رفت، یک ماه برگشت. الان مردم هفته ای یکبار نشه، دیگه واجب است
که هفته دوم شمال بروند. مردم دوران گذشته هم زندگی کرده اند، از نظر احساس
خودشان، خیلی هایشان هم خوشبخت بوده اند. آسوده تر فراغ بال بیشتری از ما داشته
اند. خیلی کمتر از ما ضروریات زندگی داشته اند و نگران دخل و خرج خود بوده اند. و
احساس خوشبختی هم داشته اند. امروزه ما فشار بسیار بیشتری برای سعی در خوشبخت
بودن، لذت بردن از زندگی به خودمان وارد می کنیم.
استفاده از سیگار، مواد مخدر حرام قطعی بوده و میزان حرام
بودن آن ها با توجه به میزان زیان آنها، از میزان حرام مسکرات هم بیشتر است و گناه
بزرگتری محسوب می گردد.
درباره میزان ثواب و عقابی که برای اعمال خوب شامل واجبات
یا مستحبات گفته اند، همچنین برای گناهان، هر حسابدار و حسابرسی اگر بخواهد آن طور
دقیقا عمل نماید دچار مشکل می شود. این ها حسابداری و حسابرسانه گفته نشده اند.
بلکه با هدف تشویق و تنبیه مخاطب گفته شده اند. و ما ارسلناک الا مبشرا و نذیرا ،
پیامبر و ائمه فقط مبشر و نذیر بوده اند. تشویق کننده و ترساننده. بطور مثال خیلی
وقت ها برای اعمال مستحب ثواب های بسیار بالاتری از واجبات گفته اند. دلیل آن بی
توجهی به واجبات نبوده است. بلکه دلیل این بوده است که مخاطب حدیث به واجبات عمل
می کرده است. می خواسته اند انگیزه قوی در وی برای عمل به آن مستحبات هم ایجاد
نمایند. وگرنه قطعا واجبات در سطح بالاتری نسبت به مستحبات می باشند.
اعتقادی به خمس در اسلام ندارم. در برهه ای از زمان علی
الخصوص امام هفتم به بعد، به علت مشکلاتی که حاکمان برای این امامان و همچنین
شیعیان پیرو آنها ایجاد کردند، آنها دچار مشکلات مالی شدند. همچنین شیعیان نیز
بخشی دچار مشکلات مالی شدند. لذا امامان در این برهه نقش انفاق و گرفتن مال از
ثروتمندان شیعه و پخش کردن آن بین فقرا و همچنین رفع نیازهای مالی خود را بر عهده
گرفتند. این به دلیل شرایط خاص آن زمان بوده است که بسیاری از ائمه در آن زمان
دچار محدودیت های بسیار جدی برای فعالیت شغلی و کاری کردن شده بودند. همچنین بخشی
از شیعیان آنها. بنظر من این حکم برای زمان های بعد قابل استناد و گسترش نیست.
اصل اسلام همان است که گفته شده است. نماز و روزه با
تغییرات گفته شده کماکان واجب است. مصرف مسکرات، سیگار، مواد مخدر، گوشت خوک ،
گوشت مردار مگر تحت استثنا گفته شده، حرام قطعی می باشد. امساک در ادیان برای
افرادی که دارای هوس خوردنی می باشند. میل شدید به خوردن می باشند، به آنان برای
کنترل کردن این میل کمک شایانی می کند و واقعا موثر است. امروزه انسان ها از چاقی
مفرط رنج می برند و این ظلم به خود محسوب می شود و امساک برای رفع این ظلم به خود
می تواند موثر باشد. نماز در ایجاد تواضع در انسان های مغرور، خودخواه و خودپرست
موثر می باشد. همچنین انسان ها را تکلیف پذیر و مسئولیت پذیر بار می آورد. با
مدیتیشن و .... مخالفتی وجود ندارد. اینها می تواند در پرورش روح و روان انسان
موثر باشد. می تواند خوب باشد. آنانکه بخواهند مسلمان باشند بدانند اصل اسلام همان
است که گفته شده است. بقیه موارد به تشخیص خود آنان می باشد با توجه به انواع
گناهان که گفته شده است. اما آنان که نمی خواهند مسلمان باشند، باید سعی کنند
انسان باشند، در صورت انسان بودن و انسان زیستن به آنان هم بشارت بهشت داده می شود
و به مسلمانان بشارت درجات بالاتر و علو بیشتر.
من درباره اون شبهه شراب یه پاسخی یادم اومد که قبلا به
خودم داده بودم، حالا بهت می گویم، ولی همه اش از حفظیات هست، ممکن یه اشتباهاتی
داشته باشه ولی کلیاتش بنظرم درسته
پاسخ شبهه درباره علت تصور
حلال بودن شراب و مسکرات در مسیحیت:
مطالبی که الان دارم می
گویم همه اش از حفظیات است. شاید اشتباهاتی داشته باشد ولی تصور می کنم کلیاتش
درست باشد. دین مسیحیت دنباله دین یهودیت هست. یعنی کتب مسیحی ها فقط انجیل نیست.
بلکه کتب عهد عتیق یا کتب یهودی ها هم هست. در یهودیت مصرف شراب الکل ممنوع اعلام
شده است. مسیحی ها معتقدند عیسی تغییراتی در دین یهودیت داده است. یکی مجاز کردن
مصرف شراب بوده است. تنها گواه تاریخی که
عیسی شراب مصرف کرده است. اواخر عمر عیسی مسیح بوده است. طبق نقلی که خود مسیحیان
می کنند. می گویند عیسی قبل از مصلوب شدن، نان و شراب خورد. (فکر می کنم در عشای
ربانی همراه با حواریون)، مسیحیان یک مراسمی در کلیسا دارند که شراب مصرف می کنند.
می گویند شراب کنایه از خون به ناحق ریخته شده عیسی هست. نان فک کنم کنایه از گوشت
عیسی هست. یعنی در کلیسا بواقع شراب بعنوان خون عیسی مصرف می کنند. حالا دقت کن عیسی
نان و شراب خورد. بنظرت یعنی مست کرد. نون تو شراب زد تیلیت کرد خورد. دنبال مست
کردن نبوده است. بنده خدا از شدت اندوه اواخر عمر نان با شراب خورد. بنظرت نان با
شراب مست کننده و خوش کننده هست؟ یک قانون کلی وجود دارد ملائکه با افراط در خوش
بودن مادی انسان ها بشدت مخالف هستند. دراین باره شوخی هم ندارند. اون چیزی که
حرام است الکی خوش شدن با شراب و الکل است. مست کردن است. واقعیت این است که مصرف الکل و شراب علی الخصوص
الکل امروزه ثابت شده برای سلامتی بدن مفید نیست. علی الخصوص برای کبد مضر است. از
نظر منطقی من خودم شخصا مصرف الکل و شراب را نمی پسندم. پدرم مثل قشنگی می زند می
گوید ما زمان شاه مستی شبانه را میدیدم خماری صبحشون هم می دیدیم. خوشی که بخواد آینده
و فردا صبح را خراب کند و خماری داشته باشد بنظر من چیز قشنگی نیست. از طرف دیگر
واقعا چرا آدم چیزی را مصرف کند که اینقدر عقل آدم را تعطیل کند که حتی نتواند دیگر
رانندگی کند؟ چرا آدم چیزی را مصرف کند که عقلش را تعطیل می کند. صحبت سر مسیحی ها
بود. حرف این شد که عیسی واقعا مست نکرد. دنبال الکی خوش بودن نبود. از تلخی
روزگار نون تو شراب تیلیت کرد و خورد و مسیحی
ها به اشتباه فکر کرده اند حق دارند برای خوش بودن شراب بخورند و مست کنند. تعدادی
از شاعران و عرفای ما هم بوده اند مثل حافظ و ... بوده اند که علی الظاهر اهل مصرف
می بوده اند. این نظر بنده هست.
دکتر سروش نظر دیگه ای
دارد. دکتر سروش می گوید مصرف شراب و الکل مست کردن، باعث رو راستی می شود. باعث می
شود شما هر چی در اندرونت هست بیرون بگویی و ظاهر کنی و چون اندرون بیشتر ما آلوده
و کثیف هست شراب را ممنوع کرده اند. اما آنانکه اندرون پاکی داشته اند ، خوب مشکلی
نداشته اند مثل عرفای ما یا عیسی و ...، شراب مصرف کرده اند. اینم نظر دکتر سروش
هست.
کلا یه چیزی شبیه رقص سماع مولانا بوده است که باعث سرخوشی
معنوی می شود نه مادی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر