۱۳۹۶ بهمن ۱۲, پنجشنبه

پاسخ به شبهات (2)

مجید نواندیش : محمد آدم خوبی بوده حتی با دشمنانش هم مهربون بوده ما [فرشتگان احتمالا] گفته ایم اشداء علی الکفار باش.
درباره خشونت های ذکر شده من منکر همه آنها نیستم. اما واقعیت این است که تاریخ نویسان بعد از پیامبر برای توجیه اعمال خلفا و علی الخصوص عمر در زمینه حمله به کشورهای دیگر، به غلو و زیاده گویی و داستان سرایی در این زمینه هم پرداخته اند.

روح اعراب آن موقع خشن بوده است و در مقابل خشونت تسلیم می شدند و مطیع می شدند. برای همین است که قران را خشیت نامه و مثنوی مولوی را طرب نامه گفته اند.

 اما شبهات فراوانی که درباره آیات قتال در قران وارد می شود که اخیرا توسط زئوس هم ویدیویی درباره آن منتشر شده است. باید بدانید که قران در اصل یک کلام شفاهی بوده است. بعد در عصر خلفا تبدیل به کتاب شده است.  در یک کلام شفاهی علم هرمنوتیک باید رعایت شود. اگر گفته می شود کافران، باید دید در آن زمان منظور چه کسانی بودند. اطلاق عام نیست. اطلاق خاص بوده است و کافران مکه که به جنگ و دشمنی با پیامبر برخواسته بودند منظور می باشد.  آیات قتال مخاطبش کافران مکه می باشد. نه همه کافران امروز این دنیا!

پیامبران و ائمه همه اشتباهات شخصی داشته اند. اما شیاطین باعث افشا این اشتباهات شخصی و بزرگنمایی و غلو آنان شدند. لذا یکی از وظایف پیامبر اسلام پیراستن پیامبران گذشته ازین اشتباهات شخصی بود. ائمه این مسیر را ادامه دادند و برای خود تقدس نمایی نمودند. البته دروغی نگفته اند اما معانی و فضیلت هایی که برای خود گفته اند در مجاز و کنایه هست واقعا. خطا کردند. بخشی ازین خطا دلیل داشته است. یک انسان وقتی میخواهد مورد توجه قرار بگیرد لاتی می کند. وقتی میخواهد نگاه ها را به خود جلب کند، دیگران به او توجه کنند. ائمه ما در موضع ضعف قرار داشتند. در مجاز کنایه غلو کردند تقدس نمایی نمایند تا افراد بیشتری را هدایت کنند. اما بخشی هم خطا بوده است و باعث بت سازی از آنها شده است. اما هیچکدام قصد و نیت سبیل الشیطان و صدوا عن سبیل الله شدن نداشته اند. مجاهد راه حق بودند. امیر المومنین با غلو کنندگان در حقش به شدت برخورد می کرده است. غلو در ائمه تا بعد از امام حسین علیه السلام نبوده است. آنجا سعی در خلافت، شهادت بوده است. اما بعد از آن روش کار عوض گردید.

[فرشتگان احتمالا] می گویند میزان مجازات هم پیامبر محمد تعیین کرده است و امری است که مربوط به خود انسان ها است و فرشتگان در این باره دخالتی نمی کنند. علی الظاهر هم واقعا همینطور است. دیه قصاص 100 راس شتر، را ابوطالب در زمان قبل از اسلام تعیین کرده بود و همان هم برای اسلام اعلام گردید. ملائکه جرم را می گویند. اما خود پیامبر میزان مجازات را تعیین کرده است. 

یا درباره قصاص، [فرشته احتمالا] می گوید نظر ما این است که چشم در برابر چشم نه بیشتر نه کمتر، سزای قتل مرگ قاتل است. اما [فرشته احتمالا] می گوید ما چون خودمان مرتکب جرمی مشابه این نمی شویم، در این باره خیلی وارد نیستیم. ما فقط نظرمان را می گوییم. بطور کلی درباره این مورد و مورد بالایی تصمیم گیرنده اصلی خود انسان ها باید باشند. [فرشته] می گوید ما با مهربانی با مجرمین مخالف هستیم.


درباره چند همسری [فرشتگان احتمالا] می گویند، بنظر ما مرد حق دارد با چند نفر باشد، زن اما از نظر احساسی فقط به یک نفر می تواند تعلق خاطر داشته باشد برای همین با یک نفر فقط باید باشد. می گویند تو ناراحتی می خواهی فقط با یکی باش خوب باش. اما می گویند امروزه همه 100% دیگر فقط با یک نفر توانایی دارند که باشند. در گذشته اینطور نبود. می گویند البته ما در این باره و احساس زن ها بدلیل غیر مادی بودن خیلی وارد نیستیم. ولی برای خودمان حق نظر دادن قائل هستیم و نظر می دهیم.

داستان آدم و حوا ساخته جبراییل می باشد و مفید و آموزنده برای همه موجودات می باشد.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر