۱۳۹۵ فروردین ۲۷, جمعه

آیا باید فرگشت در قران بیان می شد؟


فرض کنیم در 1400 سال قبل قرار داریم و آیاتی از قران نازل می شد که به فرگشت اشاره می کرد. مثلا می گفت ای انسان ها همانا شما از نسل بوزینه ها هستید.
مسلما اگر این اتفاق می افتاد امروزه همه مردم مسلمان بودند. البته به شرط آنکه اسلام به پایداری و رشد و توسعه دست می یافت. اما آیا مطمئنا این اتفاق می افتاد؟ ممکن بود همین ادعا سبب تغییر سرنوشت اسلام شود و امروزه اثری از اسلام نباشد. امروزه با وجود همه فسیل ها و شواهد کثیر، بسیاری حاضر به پذیرش فرگشت بدلیل اینکه از جنس شامپانزه ها می شوند نیستند. چگونه اسلام می تواند بدون وجود گواه و شواهد در 1400 سال قبل ادعایی کند و انتظار داشته باشد که مردم آن زمان این ادعا را بپذیرند؟ البته اسلام در زمینه معاد ادعای مشابه ای کرده است و از مردم هم خواسته است که آن را بپذیرند. اما ادعای وجود معاد برای مردم آن زمان مسبوق به سابقه بوده، یعنی قبل از آن ادیانی بوده اند که ادعای وجود حیات دیگر و اخروی کرده اند. آیا ادعای فرگشت نمی توانست باعث شود تعدادی اسلام را بدلیل این ادعای عجیب یا حتی شاید توهین آمیز نسبت به آنها نپذیرند و از طرف دیگر طعن و انتقادات منتقدان نسبت به ادعاهای اسلام را تقویت نمی کرد؟
آیا هدف از ارائه اسلام، تقویت علم و دانش بشر بود؟ یا ارائه مطالبی که بشر امروزه با وجود همه پیشرفت های علمی قادر به اثبات وجود آنها نمی باشد بود؟ هدف تعالی اخلاق، هدایت معنوی انسان بود یا رشد علمی انسان یا شاید هر دو؟ آیا بیان یک نظریه علمی بسیار پیچیده و غامض از نظر درک، در 1400 سال پیش برای انسان ها بدون وجود شواهد مدارک، درست بود؟
من قصد پاسخگویی به سوالات بالا و یا القای مطلب ندارم. به تعداد خواننده های این مطلب می تواند پاسخ برای این سوالات وجود داشته باشد. هدف فقط ایجاد سوال در ذهن می باشد. انصاف، درک متقابل دو صفتی هستند که بنظر من امروزه کیمیا بوده و ما باید سعی کنیم این دو صفت علی الاخصوص انصاف را تا حد امکان در خود تقویت کنیم.
بطور کلی اسلام قابلیت انعطاف بسیار بیشتری در پذیرش فرگشت و حتی بینگ بنگ نسبت به مسیحیت دارد. اما امروزه بسیاری از علمای متاخر منکر پذیرش فرگشت طبق اسلام هستند. درباره داستان آدم و حوا در قران، استاد مذکور معتقد است که این داستان سمبلیک و دارای نکات آموزشی است. وی آیه اسراء 60 حاوی رویای پیامبر درباره دیدن شجره معلونه را نشانه دیدن داستان آدم و حوا در رویا توسط پیامبر می داند. مفسرین شجره ملعونه را بنی امیه و... معنی کرده اند. اما در متن آیه می گوید: شجره ملعونه که در قران به آن اشاره کرده ایم. یعنی باید جایی در قران به این شجره اشاره شده باشد. همچنین آیه 61 سوره اسراء درباره داستان آفرینش می باشد. مراد از شجره ملعونه که در قران هم باید به آن اشاره شده باشد که در سوره اعراف 19 به شجره معروف در داستان آدم و حوا اشاره شده است. در آیه 60 سوره اسراء متذکر شده است که در رویا این داستان را به پیامبر نمایانده است.
یدلله سحابی معتقد است کلا نظریه قران درباره خلفت نظریه خلقت تدریجی انسان می باشد. مصباح یزدی معتقد است بر حسب روایات و احادیث آدم و حوا دو شخص معلوم بوده اند و داستان نمی تواند سمبلیک باشد و ممکن است خداوند تمامی نسل آدم حاصل از فرگشت شامپانزه را نابود کرده باشد و خودش دفعتا آدم و حوا را خلق کرده باشد!  به عقیده خود من داستان مسلما سمبلیک و آموزشی می باشد. اما شخص آدم و حوا هم بنظر طبق روایات علی الخصوص دو شخص معلوم می باشند. حالا می توانند به گروهی یا اشخاصی که در فرگشت بیشتر شبیه آدم ها و انسان ها شده اند و روح انسانی در آنها حلول کرده اطلاق گردند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر