درطی 1400 سال اخیر کرامت انسانی رشد و پیشرفت پیدا کرده،
نفی برده داری، حقوق اقلیت و محترم شمردن آن، گردش قدرت و عدم دیکتاتوری، حقوق
بشر، آزادی اندیشه و بیان، برابری حقوق زن و مرد، رعایت حقوق اسیران و زخمی
ها در جنگ ها، رفع تبعیض و نژادپرستی و ... همه در جهت افزایش کرامت انسانی بوده
است.
بعضی مکتب های غیرالهی معتقدند انسان همان حیوان است، پس
مستحق هیچ کرامتی نمی باشد. اما ادیان الهی علی الخصوص اسلام، معتقد به کرامت
انسانی می باشند. گواه تاریخ هم سودمندی حفظ کرامت انسانی را برای بشر اثبات نموده
است.
حالا آیا اسلام با این پیشرفت کرامت انسانی در طول این 1400
سال اخیر مخالف است؟ اسلام خود از کرامت انسانی در قران سخن گفته است و آن را به
رسمت شناخته است. و
لقد کرمنا بنی آدم ...(اسراء 70).
مخالفت با این پیشرفت کرامت انسانی و حق قائل شده برای
انسان و عدم به رسمیت شناختن آن، امروزه بواقع خود مصداق بارز گناه ظلم در حق
انسان می باشد. و اسلام با همه نوع جور و ظلم مخالف و آن را حرام می داند. لذا
بهبود کرامت انسانی در طول این 1400 سال خلاف اسلام بر خلاف نظر فقها نبوده. بواقع
فقها بهتر است از فضای برده داری و 1400 سال سابق خارج شوند و دیدگاه خود را
پیشرفت دهند.
بعضی فقها معتقد به کامل بودن دین اسلام می باشند با توجه
به آیه ... اکملت لکم دینکم(3 مائده). اما دقت کنید که گفته شده است دینکم نه
دینی. می توانست گفته شود اکملت لکم دینی. اینکه دینکم گفته شده است یعنی قرینه
تاریخی دارد. یعنی برای مردم آن زمان دین کامل شده است، نه برای همه زمان ها و
کلا.
بعضی فقها به روایت حرام محمد حرام الی یوم القیامه و ....
اشاره می کنند. به اعتقاد ما این روایت به آیه قران انما حرمت علیکم میته و.... بر
می گردد (3 مائده) برمیگردد. انما به معنای این است که این است و جز این نیست که
بر شما فلان چیز حرام گردیده است. ما مدعی هستیم که این روایت به آیه انما برمی
گردد و احتجاج به دایره بیشتر از این آیه نیاز به دلیل و برهان دارد که تابحالی
دلیل و برهانی برای آن اقامه نگردیده است. البته حلال و حرام با اوامر و نواهی
متفاوت است و فرق می کند. بنابراین به ادعای ما حدیث مورد اشاره که حداکثر مستفیضه
می باشد به آیه محکم مذکور برمی گردد و ادعای شمولیت بیش از آن نیازمند دلیل می
باشد.
چرا ظلم است؟ یک معنای عدل متناسب بودن عمل و عکس العمل می
باشد. اگر در یک مکانی یک امری هنجار و نرمال بود، عکس العمل در ذیل آن عمل (در
مقام دفاع نه حمله) هنجاری عدل محسوب می شود. بسیاری از افعال پیامبر اینگونه بوده
است. عکس العمل کمتر طیفی از رحمت است و درجات آن به درجه رحمت بستگی دارد. اگر این
عکس العمل کمتر هنجار جدید ایجاد کرد و از یک عمل جزیی به یک عمل جمعی تبدیل شد
این ارتقاء است. کرامت انسانی ارتقاء یافته و استاندارد جدیدی ارائه گردیده است.
وقتی ارتقاء صورت گرفت و توافق بر سر آن صورت گرفت و هنجار جدید شد، آنموقع اجرا
همان هنجار و نورم جدید عدل می شود. برگشتن به هنجار قبلی و ابتذال ارتقاء حقوق
مصداق ظلم می باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر